پنجمين اجلاس «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين» در آستانه ميلاد مسعود حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا(ع) با حضور انديشمندان اسلامى، پژوهشگران دينى و مسؤولان علمى و فرهنگى با همت دبيرخانه دينپژوهان كشور و همكارى اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان خراسان در تالار قدس كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى برگزار شد و طى اين مراسم از پژوهشگران برتر حوزه دين در رشتههاى مختلف تقدير به عمل آمد.
در ابتداى اين مراسم پس از تلاوت آياتى از قرآن و سرود مقدس جمهورى اسلامى ايران، حضرت آيت اللّه سيد عز الدين حسينى زنجانى طى سخنانى ضمن تسليت به ملت، دولت و بازماندگان زلزله اخير بم، خواستار تلاش همه افراد و نهادهاى مردمى و دولتى براى رفع مشكلات و كاهش آلام مجروحين مصدومين و مصيبت زدگان حادثه ياد شده گرديد.
وى با اشاره به بركات انقلاب اسلامى در عرصههاى گوناگون جامعه، اجلاس پرشكوه دينپژوهان را از ثمرات آن شمرد و ضمن اشاره به جايگاه و اهميت ولايت و امامت معصوم در مكتب تشيع تأكيد فرمود كه مىبايست از امكان و توان موجود، در نشر فرهنگ اهلبيت بيشترين بهره را گرفت.
در ادامه همايش، حضرت آيت الله محمدهادى معرفت نيز در سخنانى، اسلام و مبانى اسلامى را جايگاهى براى پرواز فكر و ايجاد انگيزه براى انديشيدن و انديشمند شدن دانست و افزود: رسالت قرآن كه منشأ علوم مختلف است و براى بهدست آوردن علوم گوناگون انگيزه ايجاد مىكند، اين است كه مسلمانان را به انديشيدن وا مىدارد، پس شما محققين در راستاى همين هدف قرار گرفتهايد.
آيت الله معرفت خاطرنشان كرد: تحقيق روش خاصى دارد و پژوهش محصول فكر انديشمند و محقق است، درست مثل متاعى ارزشمند كه عرضه مىشود، اين عرضه بايد با تقاضا مطابقت كند و با شرايط جامعه سنجيده شود.
وى افزود: بعضى چون راه درست تحقيق را نمىدانند يك مطلب را غلط ارايه مىدهند كه با اين مسأله سوژه بهدست دشمنان مىدهند.
در ادامه اين همايش يك روزه، محمدجواد صاحبى دبير شوراى برنامهريزى دينپژوهان كشور و دبير همايش تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين، طى سخنان كوتاهى هدف دبيرخانه دينپژوهان كشور از برگزاردى اين همايشها را شناسايى و معرفى پژوهشهاى مفيد، علمى و مورد نياز كشور، و نيز ايجاد همگرايى وتعامل ميان پژوهشگران حوزه دين، اطلاع رسانى و بررسى محتوايى آثار و پژوهشهاى دينى پيش از انتشار دانست.
دبير همايش تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين، در تعريف پژوهش دينى، گفت هر پژوهشى كه با انگيزه و صبغه دينى انجام مىشود تخصصاً پژوهش دينى تلقى نمىشود، بلكه مراد از پژوهش دينى تحقيقاتى است كه مبتنى بر هدف، فرايند و منابع دينى باشد. وى افزود: پژوهشهاى امسال در حوزه فرهنگ، هنر و اجتماع انجام گرفته و با سرنوشت جامعه و عصر ما نسبت و ارتباطى برقرار كرده و مشكلات و نيازهاى علمى و فكرى مورد نياز جامعه را مد نظر قرار دادهاند. دبيرخانه دينپژوهان كشور نيز در طى اين چند سال با انتشار خبرنامه دينپژوهان و برگزارى چنين نشستها و جشنوارههايى در ايجاد همدلى و بسترى مناسب براى تعامل ميان محققان علوم دينى تلاش مىكند.
محمدجواد صاحبى در ادامه به ارائه گزارش مختصرى از پژوهشهاى رسيده و نحوه ارزيابى آنها پرداخت و افزود: در پنجمين دوره مراسم تجليل بيش از 300 اثر پژوهشى به دبيرخانه همايش رسيد كه از اين تعداد اثر دريافت شده 130 اثر به مرحله بررسى و داورى رسيد و 42 اثر پژوهشى موفق به كسب بيش از 80 درصد امتيازات لازم شدهاند كه از اين تعداد 21 اثر به عنوان پژوهشهاى منتخب اين دوره شناخته شده و از آنها تقدير به عمل خواهد آمد.
در ادامه اين همايش وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به ايراد سخنرانى پرداخت و گفت: زندگى عمومى هيچگاه جداى از علم نبوده و نمىتواند باشد، پيدا كردن حق و يافتن حق يكى از اهدافى است كه همه علاقهمندان به ديانت به دنبالش هستند، شايد كلمه تحقيق در اين حوزه زيباتر و رساتر باشد از كلمه پژوهش، زيرا در مورد پژوهش ما تلاش مىكنيم براى يافتن حق گامى به جلو برداريم و نامعلوم بودن نتيجه آن از ويژگىهاى پژوهش است. در حالىكه در تحقيق اين گونه نيست. محقق از همان آغاز در جستجوى حق و حقيقت است و بدان تعلق خاطر دارد.
وى افزود: زندگى مؤمنانه اقتضا مىكند كه ما به امور مقدس حساسيت داشته باشيم و چنين حساسيتى است كه ما را به پژوهش و تحقيق رهنمون مىسازد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى ادامه داد: چارچوبهاى زمانى و مكانى مقدس، بستر بسيارى از مناسبات علمى را در طول تاريخ فراهم كرده است كه اين التزام به مكان و زمان مقدس و اجراى احكام شريعت منشأ شكلگيرى علوم متفاوتى در تمدن اسلامى شده است.
مسجدجامعى با بيان تفاوتى كه همگان در حوزه تفكرات دينى به آن اذعان دارند گفت: تفاوتها اين است كه اسلام در حوزه تفكرات دينى خلاصه نمىشود بلكه حوزه دين ابعاد وسيعتر از مناسبات فردى را در بر مىگيرد و از اين حيث تحقيق دينى، حوزه و ساحت گستردهاى را در بر مىگيرد.
احمد مسجدجامعى با بيان اينكه امروزه پژوهش در حوزه دين نه يك امر جنبى بلكه يك امر اصلى و محورى شده است، آن را از بركات انقلاب اسلامى برشمرد و افزود: در موضوعاتى كه در اين جلسه و در چهار سال گذشته مطرح شده انبوه مسايلى را مىبينيد كه برخاسته از نيازهاى انسان امروز است در حالىكه در گذشته اين تكثر و گستردگى نبود، پس پژوهش يك محور اصلى و اساسى است و كسانى بايد به آن بپردازند كه به اين اصول محورى پايبند هستند.
وى در خاتمه براى نهادينه شدن جشنهاى رضوى و بهرهمندى مردم ديگر شهرها از اين جشنها، احداث مجتمع فرهنگى و هنرى امام رضا(ع) را در بم پيشنهاد كرد.
در پايان اين همايش، بيانيه هيأت داوران قرائت شد:
بيانيه هيأت داوران پنجمين مراسم «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»
خداى را سپاس مىگوييم كه به ما توفيق داد تا پنجمين اجلاس تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين را در آستانه ميلاد حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا(ع) و در جوار بارگاه ملكوتى آن بزرگوار در حضور جمع كثيرى از انديشمندان، عالمان، فرهيختگان و پژوهشگران دينى برگزار كنيم.
بىترديد علوم انسانى و معارف دينى، اشرف علوم و معارف است. نياز بشر امروز به شناسايى جوهر و حقيقت دين و آموزههاى آن، به ويژه در عصر صنعت كه خشكى و خشونت ماديت، روح و عواطف انسانى را خسته و تشنه معنويت گردانيده است، تلاش براى بازشناسى و بازسازى انديشه دينى واحياى معارف اسلامى و نجات بشريت از سرگشتگى و ازخودبيگانگى را ضرورى و فورى ساخته است. از سوى ديگر در سرزمين بزرگ ايران اسلامى كه فرهنگ و سياست و حكومت آن با آموزههاى دينى پيوندى ناگسستنى يافته است، هرگونه كشف و ابتكارى در ساحت معارف اسلامى مىتواند در جامعه تأثيرگذار و حتى سبب تغييرات و تحولات ژرف در عرصههاى گوناگون آن گردد.
روشن است كه ما سهم پژوهشهاى بنيادى درباره علوم و معارف دينى و احياى ميراث كهن علمى و فرهنگى را كه مىتواند منبع و مرجع محققان قرار گيرد انكار نمىكنيم ولى با در نظر داشتن پديده جهانى شدن و توسعه فنآورى اطلاعاتى و پرسشهايى كه روياروى انديشه اسلامى قرار گرفته است بر ضرورت و اولويت پژوهشهاى دينى كاربردى روزآمد اصرار مىنماييم.
به همين جهت، دبيرخانه دينپژوهان كشور، پنجمين دوره پژوهشهاى برتر حوزه دين را با رويكرد فرهنگ، هنر و اجتماع به سمت پژوهشهايى سوق داد كه نسبتى ميان نيازهاى امروز جامعه ايرانى با معارف و آموزههاى اسلامى برقرار نمودهاند.
برگزارى اين مراسم با همكارى و همراهى ستاد جشنهاى ميلاد حضرت امام رضا و نهادها و شخصيتهاى علمى و فرهنگى استان خراسان در اين شهر مقدس و مكان شريف كه نماد علم و دين و عشق و عرفان است، نشان از اعتقاد راسخ دستاندركاران به وجود پيوند وثيق ميان دين و دانش و فرهنگ و اجتماع دارد.
به هر حال هيأت داوران و شوراى علمى دبيرخانه دينپژوهان كشور ضمن تشكر از همه پژوهشگرانى كه آثار خويش را به دبيرخانه ارسال كردهاند و با سپاسگزارى از محققان و صاحبنظرانى كه مراحل گوناگون بررسى و داورى آثار دريافتى را به عهده داشتهاند از حضور مراجع، علما و فرهيختگان دينى كه در اين مجلس باشكوه حضور يافتهاند قدردانى، و با توجه به هدفگذارىها و اولويتهاى يادشده آثار ذيل را برگزيده است:
در بخش قرآن و حديث:
* پژوهش «مديريت از منظر كتاب و سنت» اثر «جناب حجت الاسلام سيد صمصام الدين قوامى» به جهت «استقصاى منابع، نوآورى و خلاقيت در بحث، روزآمدى و توجه به نيازهاى نظام اسلامى».
* پژوهش «نقد و بررسى آراى طبرى در جامع البيان» اثر «سركار خانم دكتر سيميندخت شاكرى» به جهت «تحقيق درباره ويژگىهاى متن تفسير طبرى، بهكارگيرى شيوه نقد علمى، ساختار منطقى، روزآمد كردن متون كهن و نظريات دانشمندان اسلامى».
* پژوهش «مواجهه آيات و روايات با جنبه منفى فرهنگپذيرى»، اثر «جناب حجت الاسلام آقاى على اسدى» به جهت «بهرهگيرى مناسب از آيات و روايات درباره مشكلات، مسائل و چالشهاى فرهنگى جامعه اسلامى».
در بخش فقه و حقوق:
* پژوهش «آراى عمومى، مبانى اعتبار و قلمرو» اثر «جناب آقاى دكتر محمود حكمتنيا» به جهت «ساختار مناسب، انسجام مطالب، براهين محكم و توجه به نيازهاى نظام جمهورى اسلامى ايران».
* پژوهش «جايگاه شورا در حكومت اسلامى» اثر «حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى دكتر كاظم قاضىزاده» به جهت «بهرهگيرى از منابع اصلى، ارائه گزارشى تحليلى از نظريههاى علماى اسلامى و توجه به نيازها و چالشهاى فكرى عصر حاضر».
و در رتبه بعدى:
* پژوهش «رابطه فرد و دولت در نظريههاى ولايت فقيه» اثر «حجت الاسلام جناب آقاى شريف لكزايى» به جهت «انتخاب موضوع، نوآورى در بحث، استناد به منابع معتبر، و توجه به نيازهاى جامعه اسلامى».
* پژوهش «ارتداد، توهين به مقدسات و آزادى بيان» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى سيد حسين هاشمى» به جهت «انتخاب موضوع، روزآمدى و توجه به نيازهاى نظام اسلامى، بهرهگيرى از منابع اصلى و استدلال و تحليل مناسب و پاسخ به پرسشهاى عصر حاضر».
* پژوهش «منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى» اثر «جناب حجت الاسلام سيف الله صرامى» به جهت «نوآورى و روزآمدى، رعايت معيارهاى علمى در گزارش از منابع و نصوص، فصلبندى و بهكارگيرى نثر و نگارش مناسب».
در بخش دين و علوم اجتماعى:
* پژوهش «نهاد خانواده در اسلام» اثر «جناب حجت الاسلام حسين بستان نجفى» به جهت «رعايت معيارهاى علمى در تدوين، بهرهگيرى از منابع اصلى، استدلال و تحليل و توجه به مقتضيات و نيازهاى جامعه كنونى».
* پژوهش اسلام، سنت، دولت مدرن» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى دكتر سيد على ميرموسوى» به جهت «بهرهگيرى از منابع دست اول، توجه به چالشهاى فكرى جهان معاصر و جامعه اسلامى، رعايت معيارهاى علمى و نگارشى».
* پژوهش «روانشناسى اجتماعى با نگرش بر منابع اسلامى» اثر جمعى از پژوهشگران دينى، زير نظر «جناب حجت الاسلام آقاى مسعود آذربايجانى» به جهت «نوآورى در بحث، استناد به منابع معتبر، تحليل مستدل و پاسخگويى به نياز جامعه دينى».
* پژوهش «چيستى فلسفه سياست در حوزه تمدن اسلامى» اثر «جناب آقاى محمد پزشكى» به جهت «نوآورى و خلاقيت در بحث و بررسى، رعايت معيارهاى علمى در تحقيق، فصلبندى و استفاده از ادبيات و سبك نگارش مناسب».
* پژوهش «مراتب ظهور فلسفه سياست و تمدن اسلامى» اثر «جناب آقاى دكتر موسى نجفى» به جهت «نوآورى در بحث، بهرهگيرى از منابع اصلى و استدلال و استنتاج متناسب با هدف».
* پژوهش «تقدير معيشت» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر على اكبر كلانترى» به جهت «انتخاب موضوع و عنايت به نيازها و ضرورتهاى جامعه اسلامى، خلاقيت در تبيين و تحليل و استنتاج».
* پژوهش «نظريه تحول در اسلام» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى على ذو علم» به جهت «نوآورى در انتخاب موضوع و تحليل محتوا، تتبع در نظريهها، توجه به مقتضيات جامعه كنونى و پاسخ به پرسشهاى برخاسته از تحولات انقلاب اسلامى.
در بخش دين و علوم تربيتى:
* پژوهش «تربيت دينى» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر محمد داودى» به جهت «تتبع كافى، تبيين و تحليل عالى، روزآمدى و بهرهگيرى از نثر معيار و تناسب ساختار و فصلبندى».
در بخش اخلاق و عرفان:
* پژوهش «عقل و اخلاق از ديدگاه غزالى و هيوم» اثر «جناب آقاى دكتر حسينعلى شيدان شيد» به جهت «خلاقيت در تحقيق و تطبيق نظريهها، روزآمدى و استناد به منابع پرشمار دست اول».
و در رتبه بعدى:
* پژوهش «تطبيقى ميان حكمت عرفان ابن عربى و انديشههاى دو حكيم مكتب ودانته هندى» اثر «جناب آقاى دكتر ابوالفضل محمودى» به جهت «نوآورى، استدلال قوى و تبيين و تحليل موضوع».
* پژوهش «اخلاق نقد» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر سيد حسن اسلامى» به جهت «انتخاب موضوع، پاسخ به نياز جامعه علمى، استدلال و تحليل قوى، بهرهگيرى از نثر معيار و سبك نگارش مناسب با موضوع». البته رساله ديگرى از اين پژوهشگر تحت عنوان «دروغ مصلحتآميز» حائز رتبه گرديده است ولى نظر به تعلق اثر به سنوات گذشته، از فهرست خارج گرديد.
در بخش فلسفه و كلام:
در اين بخش رتبه نخست احراز نشد، و در رتبه بعدى:
* پژوهش «ايمانگروى» اثر «جناب آقاى دكتر رضا اكبرى» به جهت «نوآورى و خلاقيت در انتخاب موضوع و تحليل محتوا، تبيين و شفافسازى مدعا، بهكارگيرى مناسب مثالها».
* پژوهش «پديدارشناسى دين» اثر «جناب آقاى دكتر محمود خاتمى»، به جهت «ابتكار در گزينش موضوع، (زيرا كه نخستين گام در زمينه ياد شده مىباشد) و در عين حال بهرهگيرى از منابع اصلى به ويژه مآخذ خارجى و نثر و ادبيات مناسب فارسى».
معرفى برگزيدگان پنجمين مراسم «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»
سيد صمصام الدين قوامى
متولد 1334، با تحصيلات حوزوى در حد اجتهاد و تحصيلات دانشگاهى ليسانس مديريت صنعتى، مدرس سطح عالى حوزه (بيش از 20 سال) فلسفه اخلاق براى مقطع كارشناسى ارشد طلاب غير ايرانى.
فعاليتهاى پژوهشى:
– پايان نامه فقهى قاضى تحكيم و ذكوريت قاضى
– دهها مقاله در مجلات گوناگون در مقولههاى حكومت و اخلاق اسلامى و به شكل مشخص در فصل نامه حكومت اسلامى
– كتاب مديريت از نظر كتاب و سنت
– جزوه درسى آداب المتعلمين( براى طلاب غير ايرانى)
مدير مسئول و صاحب امتياز فصلنامه نخل شهداد
سيمين دخت شاكرى
متولد 1339 داراى كارشناسى رشته جامعه از دانشگاه تهران، كارشناسى ارشد با رتبه اول از دانشگاه تهران و دكترا از دانشگاه آزاد، آن هم با رتبه اول.
در نمايشگاه قرآن در ماه رمضان 1382 همين رساله رتبه دوم را كسب نمود، و مقاله ايشان كه سياق در تفسير طبرى است در فصل نامه علمى پژوهشى الزهرا به چاپ رسيده است كه هم اكنون به عنوان يكى از اعضاى هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد شمال مىباشند.
محمود حكمت نيا
متولد 1342، دانش آموخته حوزه و مشغول به تحصيل در سطح خارج حوزه و داراى مدرك كارشناسى ارشد حقوق خصوصى از دانشگاه تربيت مدرس و مشغول به تحصيل در مقطع دكترا، وى هم اكنون مدرس دروس حقوقى در مركز تخصصى فقهى و قضايى حوزه عليمه قم و مجتمع آموزش عالى قم بوده و مديريت گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى را به عهده دارد.
ازآثار قلمى نامبرده مىتوان به اصطلاح نامه اصول فقه و علوم قرآنى نام برد كه به صورت گروهى انجام گرفته و توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامى انتشار يافته است. همچنين آراى عمومى و اعتبار آن و مسؤوليت مدنى و فقه شيعه از ديگر آثار وى مىباشد كه مراحل پژوهش آن به پايان رسيده است.
سيّد حسين هاشمى
متولد1344 داراى تحصيلات حوزوى خارج حوزه و تحصيلات دانشگاهى كارشناسى ارشد حقوق جزا و جرمشناسى.
ايشان با گذراندن دوره تحصيلى در رشته فقه و حقوق، با توجه به علاقه شديدى كه به امر پژوهش و نويسندگى داشت، در دو رشته مرتبط حوزوى و دانشگاهى در طول ده سال گذشته تحقيق جدى را آغاز كرد و حاصل اين تلاش، تأليف كتب و مقالاتى است كه بيشتر آنها در مجلات معتبر حوزوى و دانشگاهى به چاپ رسيده و بعضى ديگر نيز در شرف چاپ و انتشار مىباشد.
از آغاز سال 1380 تاكنون، از اولين شماره مجله علمى و فرهنگى«رواق انديشه»، به عنوان سردبير اين ماهنامه، انجام وظيفه نموده و هم اكنون با همت ديگر همكاران پرتلاش و محققان ارجمند، بيست و پنجمين شماره آن به اهل فرهنگ و انديشه، عرضه نموده است.
در سال 1381 در هفته پژوهش، از سوى وزارت علوم تحقيقات و فن آورى، به عنوان پژوهشگر نمونه برگزيده شده.
به منظور كارآمدى و كيفيت بخشيدن به فعاليتهاى پژوهشى و آموزشى خود، ضمن آشنايى و مهارت كامل در به كارگيرى ابزارهاى پژوهشى نوين رايانهاى، به دو زبان عربى و انگليسى در حد مكالمه و ترجمه متون تخصصى، و به زبان فرانسه در حد فرانسه عمومى تسلط دارد.
سيف اللّه صرامى
متولد 1342، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به تحصيل دروس خارج حوزه علميه، داراى مدرك فوق ليسانس الهيات و معارف اسلامى از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم.
تأليفات: احكام حكومتى و مصلحت، احكام از ديدگاه اسلام و حقوق بشر، حسبه يك نهاد حكومتى، جايگاه قرآن در استنباط احكام، منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى، مبانى آراى رجالى، حقوق مردم در حكومت با عنايت خاص به ديدگاه امام خمينى(ره).
محمد ستوده آرانى
متولد 1341، ورودى سال 1363 در رشته علوم سياسى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، و سال 1367 در رشته روابط بين الملل در مقطع كارشناسى ارشد در دانشگاه تهران با رساله پژوهشى در باره شيوههاى نفوذ و سلطه فرهنگى در «روابط بينالملل». پذيرفته شده اولين دوره دكترى روابط بين الملل دانشگاه تهران در سال 1367، با تدوين رساله، تحولات نظام بين الملل و سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران».
نامبرده هم اكنون عضو هيأت علمى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) مىباشد.
حسين بستان
متولد 1347 از دانش آموختگان حوزه، مشغول به تحصيل خارج حوزه، عضو هيأت علمى پژوهشكده حوزه و دانشگاه. داراى مدرك كارشناسى ارشد جامعهشناشى از پژوهشكده حوزه و دانشگاه.
محورهاى اصلى تأليف و تحقيق ايشان عبارتند از:
جامعهشناسى خانواده، جامعهشناسى جنسيت (مطالعات اجتماعى زنان)، فلسفه علوم اجتماعى و جامعهشناسى دين. در مورد محور نخست، كتاب «اسلام و جامعهشناسى خانواده» تدوين گرديده كه آماده چاپ است. در مورد محور دوم، كتاب «نابرابرى و ستم جنسى از ديدگاه اسلام و فمينيسم» كه پايان نامه اصلاح شده ايشان است به تازگى منتشر گرديده و طرح «اسلام و جنسيت» نيز هم اكنون در حال انجام است. در مورد سوم مقالاتى نوشته شده و در دو طرح به نامهاى «علم و علم دينى» و «روش استفاده از متون دينى در علوم اجتماعى» مشاركت داشته. در مورد محور چهارم نيز كتابى را با عنوان «وبر و اسلام» با همكارى برخى ديگر به فارسى ترجمه كرده و ايشان پاورقىهاى توضيحى و انتقادى اين كتاب را تدوين نموده است.
حسينعلى شيدان شيد
متولد 1343، عضو هيات علمى گروه فلسفه و كلام مؤسسه پژوهشى حوزه دانشگاه.
داراى تحصيلات حوزوى: شركت در درس خارج، نيز اتمام دوره عمومى موسسه در راه حق، و دوره دينشناسى موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره) و تحصيلات دانشگاهى: كارشناسى حقوق قضا، از مجتع آموزش عالى قم(1372).
كارشناسى ارشد فلسفه(غرب)، از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران(1357).
دكتراى فلسفه(غرب)، از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران(1381).
داراى تأليفات(چاپ شده و چاپ نشده):
جايگاه مردم سالارى در انديشه سياسى ميرزاى نايينى و امام خمينى(ره)/ «تعاليم ملاصدرا»(ترجمه)/ طالع ماهيّات در آسمان هستى/ عقل و اخلاق از ديدگاه غزالى و هيوم
مسعود آذربايجانى
متولد1342، از دانش آموختگان حوزه علميه ، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مؤسسه امام خمينى (ره)- قم،1371، كارشناسى ارشد روانشناسى بالينى از موسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه، 1379، دانشجوى دكتراى كلام از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم و عضو شوراى عالى تربيتى مركز جهانى علوم اسلامى.
سوابق تحقيقاتى:
1. روانشناسى باورهاى دينى/ مجرى و محقق
2. روانشاسى سلامت با نگرش به منبع اسلامى ج 1 و ج 2 (ترجمه و تأليف) / سمت / 1378
3. روانشناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى ج 1 و ج 2 (ترجمه و تأليف) / سمت / 1381
4. روانشناسى عمومى (تأليف) / نهاد نمايندگى ستاد قم / 1375
5. اخلاق اسلامى (تأليف) / معاونت اساتيد نهاد نمايندگى / 1379
6. مفهوم ايمان در قرآن كريم (پاياننامه كارشناسى ارشد الهيات)مؤسسه امام خمينى (ره) قم / 1379
7. آزمون جهتگيرى مذهبى به تكيه بر اسلام (پاياننامه كارشناسى ارشد روانشناسى بالينى) پژوهشكده حوزه و دانشگاه قم / 1380
محمد داوودى
متولد 1345، داراى فوق ليسانس علوم تربيتى از پژوهشكده حوزه و دانشگاه و دكتراى فلسفه از دانشگاه تربيت معلم و مشغول به تحصيل در دروس خارج حوزه.
فعاليتهاى علمى و پژوهشى:
تأليف كتاب «تربيت دينى در سيره معصومين(ع)» زير نظر عليرضا اعرافى.
ترجمه كتاب «در باب استعدادهاى آدمى» زير نظر آقاى خسرو باقرى .
مشغول به تأليف كتاب «نقش معلم در تربيت دينى».
محمد پزشكى
متولد 1346، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به تحصيل خارج حوزه و داراى مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد از مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) و عضو هيأت علمى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) مىباشد كه از ايشان تاكنون يك كتاب در زمينه انقلاب اسلامى – بصورت گروهى – به چاپ رسيده است و كتاب چيستى فلسفه سياسى در حوزه، تمدن اسلامى به زودى منتشر خواهد شد. همچنين مقالات متعددى در فصلنامه علوم سياسى (هفت مقاله)، فصلنامه معارف اسلامى (يك مقاله) همايشهاى حوزه و دانشگاه: امام خمينى (ره) و انديشه حكومت اسلامى و مردم سالارى دينى (سه مقاله) منتشر شده يا خواهد شد. و سه مقاله در حال نشر در فصلنامه تخصصى روشها (ويژه حوزه علميه خواهران) و مجموعه انديشههاى سياسى پژوهشكده انديشه سياسى اسلام مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى از آثار ايشان مىباشد.
سيد حسن اسلامى
متولد 1350، از دانش آموختگان حوزه كه هم اكنون بيش از هفت سال است در دروس خارج حوزه شركت مىنمايد و علاوه بر آن داراى مدرك دانشگاهى كارشناسى ارشد در رشته مدرسى معارف اسلامى (گرايش فلسفه و كلام)در سال 1379 و مشغول به تدوين رساله مقطع دكترى كلام جديد (گرايش فلسفه دين) در دانشگاه قم مىباشد.
توانايىهاى علمى:
ايشان به زبانهاى انگليسى و عربى در حد مكالمه و ترجمه متون تخصصى مسلط بوده و نوشتههاى متعددى از اين زبانها ترجمه كرده است. بيش از يك دهه است كه مستمراً به كار ترجمه مشغول بوده. محصول اين مدت فعاليت ترجمهاى، ده مقاله علمى از زبان انگليسى و بيست مقاله، و هشت عنوان كتاب از عربى بوده است.
عمده فعاليت علمى ايشان مصروف تحقيق و تأليف بوده است كه نتيجه آن تاكنون تأليف چهل و شش مقاله و يازده عنوان كتاب بوده است.
در سال 1380 تحقيق ايشان با عنوان «امام، اخلاق، سياست» از سوى دبيرخانه دين پژوهان كشور برگزيده شده و به آن جايزه ويژه رياست جمهورى تعلق گرفت. در همان سال مقاله ديگرى با عنوان «امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه امام على(ع) كه براى دانشنامه امام على از ايشان به عنوان مقاله برتر شناخته شد و به آن لوح تقديرى تعلق گرفت. در سال 82 نيز تحقيق ديگر ايشان با عنوان «اخلاق نقد» از سوى دبيرخانه دين پژوهان برگزيده شد. و در همان سال نيز كتاب «امام، اخلاق، سياست» از سوى دهمين سال كتاب دانشجويى برگزيده شد.
ابوالقاسم محمودى
متولد 1338، از دانش آموختگان حوزه، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم و دكتراى اديان و عرفان تطبيقىآثار منتشره فردى يا گروهى:
1 – فلسفه و كلام اسلامى (ترجمه از عربى)
2 – سه سنت فلسفى (ترجمه از انگليسى)
3 – حقيقت دينى در عصر ما (ترجمه از انگليسى)
4 – جستارهايى در كلام جديد (تأليف گروهى)
5 – تجربه دينى نوع بشر (ترجمه از انگليسى آماده انتشار)
6 – شالوده فلسفه دين (ترجمه از انگليسى به صورت گروهى، در حال انتشار)
رضا اكبرى
متولد 1347، داراى مدرك تحصيلى كارشناسى ارشد رشته فلسفه و كلام از دانشگاه امام صادق(ع) و مدرك دكترا در رشته فلسفه و كلام از دانشگاه تهران، عضو هيأت علمى دانشگاه امام صادق(ع).
كتاب و مقالات تدوين شده:
برخى از مقالات نگاشته شده عبارتند از (فقط به برخى از مقالاتى كه در مجلات معتبر علمى ترويجى يا علمى پژوهشى منتشر شده اشاره شده است)
1 – مبنا گروى سنتى از منظرى ديگر: مجلهنامه مفيد
2 – ادراك حسى، واقعگروى مستقيم و غير مستقيم: مجله ادبيات و علوم انسانى دانشكده ادبيات دانشگاه سيستان و بلوچستان
3 – وجود ذهنى از منظرى ديگر: خردنامه صدرا
4 – اتحاد عاقل و معقول از منظرى ديگر: خردنامه صدرا
5 – رابطه نفس و بدن از ديدگاه ملاصدرا: خردنامه صدرا
6 – سوئين برن اصل زود باورى و تجربه دينى: قبسات
– كتاب منتشر شده: كتاب جاودانگى (در كنگره دين پژوهان در مرحله پروژه، به عنوان پروژه برگزيده انتخاب شده است)
– پروژههاى انجام شده:
1 – جاودانگى: پژوهشكده فلسفه و كلام
2 – ايمان گروى: پژوهشكده فلسفه و كلام
3 – درآمدى جديد به منطق جديد: دانشگاه امام صادق(ع) در سه جلد منتشر خواهد شد.
على ذوعلم
متولد 1334، داراى تحصيلات دانشگاهى در مقطع كارشناسى رشته «برنامه ريزى»، و تحصيلات حوزوى در دروس خارج فقه و اصول، عضو هيأت علمى پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.
زمينههاى مطالعات تخصصى در موضوعات انقلاب اسلامى، مباحث قرآنى و مطالعات فرهنگى.
آثار و تحقيقات منتشر شده:
چكيده درسنامه ريشههاى انقلاب / جرعه جارى (گردآورى) / انقلاب و ارزشها / نگاهى به مبانى قرآنى ولايت فقيه / نور الافاق (تصحيح و تحشيه) / چهل گام / سير مطالعات اسلامى (سما) / كارنامه 20 ساله.
برخى مقالات منتشر شده:
آسيبشناسى انقلاب اسلامى از ديدگاه امام خمينى (ره) – عوامل پيروزى انقلاب اسلامى ايران – تساهل و تسامح از زاويهاى ديگر – منشور علامه اقبال در برابر غرب – تحجر از ديدگاه استاد مطهرى – تحجر، تجدد و سنت – آينده فرهنگ اسلامى در جهان اسلام…
تحقيقات منتشر نشده:
مختصات جامعه اسلامى از نگاه قرآن – هندسه معرفتى اسلام – نظريه تحول در اسلام – كارآمدى رهبرى ولايى در تجربه جمهورى اسلامى ايران.
موسى نجفى
متولد 1341، داراى دكتراى علوم سياسى و عضو هيئت علمى و مدير گروه انديشه سياسى اسلام پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.
مدارك تحصيلى:
كارشناسى علوم سياسى – دانشكده حقوق و علومسياسى – دانشگاهتهران – 1366، كارشناسى ارشد علوم سياسى – دانشكده حقوق و علوم سياسى – دانشگاه تهران – 1370، دكتراى تخصصى علوم سياسى (گرايش انديشه سياسى) – تهران پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى – 1379.
1 – تأليف كتاب
1 – كتاب انديشه سياسى و تاريخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانى،
2 – كتاب انديشه تحريم در تاريخ سياسى ايران،
3 – كتاب حكم نافذ آقا نجفى،
4 – كتاب بنياد فلسفه سياسى در ايران عصر مشروطيت،
5 – كتاب انديشه دينى و سكولاريسم در حوزه معرفت سياسى و غربشناسى،
6 – كتاب سده تحريم تنباكو،
7 – كتاب تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى در 5 جلد
8 – كتاب تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى – جلد دوم
9 – كتاب مؤلفههاى انديشه سياسى امام خمينى (به مناسبت صدمين سالگرد تولد امام خمينى در سال امام خمينى)
10 – كتاب تعامل ديانت و سياست در ايران
11 – مقدمه تحليلى تاريخ تحولات سياسى ايران (دين، دولت، تجدد)
12 – جريانشناسى و فلسفه سياسى در تاريخ معاصر ايران
13 – حوزه نجف و فلسفه تجدد در ايران
(اختلاف بنيادين آزاديخواهان پيرامون كلمه حريت و فلسفه آن در گستره اصلاحطلبى اسلام با غرب)
14 – تاريخ معاصر ايران – سال سوم آموزش متوسطه
15 – مدخلى بر تاريخ انديشه سياسى در اسلام و ايران
16 – تاريخ تحولات سياسى ايران (بررسى مؤلفههاى دين – حاكميت – مدنيت و تكوين دولت – ملت در گستره هويت ملى ايران)
17 – مؤلفههاى هويت ملى در ايران، مجموعه مقالههاى گروه انديشه سياسى اسلام
سيدعلى ميرموسوى
متولد 1346، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به دروس خارج حوزه، مسلط به زبانهاى عربى و انگليسى. عضو هيأت علمى گروه علوم سياسى دانشگاه مفيد و مدير گروه علوم سياسى آن دانشگاه. داراى مدارك تحصيلى:
– ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران،
– كارشناسى ارشد روابط بين الملل از دانشگاه تهران،
– دكترى علوم سياسى از دانشگاه تهران،
2 – پايان نامه
1 – 3) كارشناسى ارشد: عوامل موثر بر چالشهاى حقوق بشر در ايران، استاد راهنما دكتر ناصر هاديان، استاد مشاور دكتر هادى سمتى، 1374.
2 – 3 – دكترى: اسلام سنت دولت مدرن (نوسازى دولت و تحول در انديشه سياسى شيعه) – استاد راهنما آقاى دكتر حسين بشيريه – اساتيد مشاور آقاى دكتر داوود فيرحى و آقاى عميد زنجانى – تير ماه 1381.
3 – فعاليتهاى پژوهشى
1 – كتابشناسى توصيفى اسلام و روابط بين الملل – مركز تحقيقات استراتژيك – 1373
2 – كتابشناسى توصيفى اسلام و عدالت اجتماعى – مركز تحقيقات استراتژيك – 1374
3 – آسيبشناسى انديشه سياسى شيعه – پژوهشگه فرهنگ و انديشه – مشترك – 1375
4 – مبانى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و ديگر مكاتب پژوهشگاه فرهنگ و انديشه – مشترك – 1377.
5 – انديشههاى سياسى در اسلام و ايران (درسنامه) – دانشگاه مفيد – در حال اجرا.
6 – مبانى نظرى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و ديگر مكاتب، با همكارى دكتر حقيقت تهران، موسسه معاصر، 1381.
على اسدى
متولد 1348، از دانشآموختگان حوزه علميه و از گروه مؤلفين و ارزيابان دايرةالمعارف تخصصى قرآن كريم مركز فرهنگ و معارف قرآن، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره).
آثار در دست نشر:
– افسانه اساطير در قرآن(نقد نگارشهاى اسطورهاى به قرآن)
– سوختگان عشق(تحليل تطبيقى و انتقادى روايتهاى تاريخى و تفسيرى اصحاب اخدود)
معرفى برخى آثار برگزيده پنجمين مراسم «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»
مديريت از منظر كتاب و سنت
سيد صمصامالدين قوامى
از مقولات اصلى حكومت اسلامى، مديريت اسلامى است كه كشف و اجراى دقيق آن مايه كارآمدى نظام دينى خواهد بود.
تحقيق حاضر در سه بخش به اين مهم پرداخته است:
بخش اول: ضمن تعاريف و كليات بيان پيشينه مديريت پژوهشى اسلامى به پردازش پارادايم مديريت اسلامى اختصاص يافته است.
اين پردازش مبتنى بر شش مقدمه است كه هر كدام از يك متفكر بزرگ اسلامى اتخاذ و اقتباس شده است. اين پارادايم محصول تعامل مديريت عقلايى با آموزههاى دينى است آموزه هايى كه بيانگر ارزشها و روشهاى مديريتىهستند و در پرتو مديريت رحمانى(مديريت خداوند) و مديريتهاى نبوى و علوى در مدينه و كوفه به دست مىآيند.
بخش دوم: مربوط به مديريت منابع اسلامى است كه از فصلهاى ماهيت مديريت منابع انسانى تاريخچه آن و نظريه اسلام در مديريت منابع اسلامى با عنوان تئورى رشد و مديريت رحمانى. تجزيه و تحليل شغل فرايند برنامه ريزى نيروى انسانى، فرايند كارمنديابى، فرايند انتخاب، مديريت حقوق و دستمزد و نظام پاداش، تعيين شايستگى كاركنان، انفصال، گامهاى برنامه ريزى آموزشى، انضباط و اصلاح رفتار سازمان تشكيل شده عمدهترين فصل آن پردازش تئورى رشد و مديريت رحمانى است كه بر اساس دو اصل رشد و رحمت ترميم مىشود.
بخش سوم: در باره وظايف مديريت مىباشد كه از فصلهاى برنامه ريزى، سازماندهى، رهبرى، انگيزش، نظارت و كنترل تنظيم شده است.
در خاتمه اشارهاى به ابعاد كاربردى مديريت رحمانى مىشود كه محور اول آن دانشگاه فقه حكومتى است كه خروجى آن مديران و حاكمان نظام اسلامى خواهند بود و در حقيقت متخصصان حكومت اسلامى مىباشند. محور دوم طراحى ساختار حكومت بر معيارهايى چون مركزيت مساجد و امارت و امامت است كه در تحقيق جداگانه به تفصيل آن همت مىشود.
رويكرد اين تحقيق بر قابليت دو منبع نورانى وحى و عصمت نسبت به پاسخ گويى به مسايل مديريتى است، همانند قابليتى كه در پاسخگويى به انواع مسايل اعتقادى، اجتماعى، قضايى و جهادى نشان داده شده است و دانشمندان اسلامى با طرح سئوالات خود و جامعه از اين دو منبع عظيم پاسخهاى خود را يافتهاند.
بر اين اساس تمام مباحث ادارى و مديريتى بدون تحميل هر نوع پيش فرض به شكل سئوال طرح مىگردند و فقهيانه به جستجوى پاسخ آن از كتاب و سنت پرداخته مىشود.
منابع پايه تحقيق جوامع تفسيرى، فقهى، روايى، و تاريخى است و همچنين سير حكومتى نبوى و علوى منابع پيرو عبارتند از مجموعه آثار مديريت علمى، مجموعه آثار حكومتشناسى اهل سنت معروف به نظام الحكيم و همچنين نسل كتب مديريتشناسى شيعى مشهور به نسل مديريت اسلامى.
اين تحقيق شروعى بر يك جنبش بازگشت به خويش است كه مبتنى بر اعتماد به ميراث غنى وحى و عصمت و استفاده از تجارب عقلانى مىباشد و به حكومت محكم، اصيل و مترقى منتهى مىشود و زمينهاى است براى مديريت پژوهانى كه با نگرش و نگارشى نوين و متين راهى نو و هوايى تازه را در اين عرصه به تجربه آورند(ان شاءالله).
آراى عمومى، مبانى اعتبار و قلمرو آن
محمود حكمت نيا
رجوع به آراى عمومى و اعتبار آن از موضوعات مهم سياسى، حقوقى و فقهى است كه داراى ابعاد نظرى و كاربردى است. پذيرش اعتبار آراى عمومى بر ساختار و سازماندهى حكومت تأثير به سزايى دارد.
جمهورى اسلامى ايران در اصول متعدد قانون اساسى وجوب رأى مردم را در امور عمومى كشور لازم مىداند و براساس آن نهادهاى مهمى را تأسيس نموده است. با اين حال از آراى عمومى و اعتبار آن به طور مستقيم در منابع معتبر فقهى ذكر و بيان نيامده است. همين امر موجب شده است كه در متون فقهى ماهيت، اعتبار و حوزه كاربرد آن به خوبى نمايان نشده باشد و با توجه به اصول موضوعه، ساختار و مبانى فقهى، پرسشهاى زيادى در باره ماهيت، اعتبار و مبناى اعتبار و امور قابل ارجاع به آراى عمومى در بُعد قانون گذارى، اجرايى و قضايى مطرح شود. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با روشى مطلوب، ابعاد مختلف آراى عمومى را كاويده و اعتبار آن را در ساختار فقهى بيابد. به اين منظور پژوهش با دو رويكرد روش شناسانه سامان يافته است. روش اول، دستيابى به اعتبار از راه بررسى مبانى نظرى برون فقهى از يك سو و ادله عمومى مطرح در فقه از سوى ديگر است. روش دوم ناظر به حوزههاى كاركرد رأى و نگرش حقوقى و فقهى به هر حوزه است.
همچنين از آنجا كه اعتبار آراى عمومى در نظريهها، مكاتب و نظامهاى حقوقى – سياسى نيز مطرح بوده، نويسنده تلاش كرده است با رويكرد تطبيقى، ابعاد مختلف آراى عمومى را در آنها يافته و زمينهاى مناسب پژوهش در حقوق اسلامى را فراهم آورد.
باتوجه به اين امور، پژوهش حاضر به صورت زير سامان يافته است:
پس از بيان اهميت و ضرورت پژوهش و بيان مسائل و ساختار تحقيق در مقدمه، بخش اوّل به كليات اختصاص يافته است. در اين بخش ابتدا مفهوم، ماهيت و انواع رأى و اصطلاحات وابسته از قبيل بيعت و شورا مورد بررسى قرار گرفته است. در ادامه تلاش گرديده تا ابعاد آراى عمومى در حوزه علوم اسلامى به خصوص ابعاد فقهى و اصولى آن بررسى شود، و سپس با مرور بر نظريههاى مشروعيت و حاكميت از يك سو و ماهيت انسان و به خصوص مقام خليفهاللّه بودن او از سوى ديگر، رابطه اعتبار آراى عمومى با هر يك از آنها تبيين گردد اين بخش زمينه ورود به مبانى و ادله اعتبار آراى عمومى را در بخش دوم فراهم مىآورد.
بخش دوم اختصاص به مبانى و ادله عمومى اعتبار آراى عمومى دارد. قسمت مبانى ناظر به مهمترين نظريههاى و مكاتب سياسى – حقوقى است. در اين قسمت قرارداد گرايى با چهار قرائت آن، منفعت گرايى و ابزار گرايى مورد بحث قرار گرفته است و سپس در قسمت ادله عمومى در حقوق اسلامى به شورا به عنوان دليل عام اعتبار پرداخته شده و ديدگاههاى گوناگون در باره آن مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. بررسى اعتبار از راه مبانى و ادله عمومى اعتبار در عين مفيد بودن و ارائه زير ساختهاى آراى عمومى، در حوزه درون فقهى كارايى كامل ندارد. به همين خاطر ورود به حوزههاى كاركرد رأى اجتنابناپذير بوده است. بخشهاى پايانى نوشتار به اين امر اختصاص يافته است. در اين بخش ابتدا جايگاه آراى عمومى در قانون گذارى مورد نظر قرار گرفته و با توجه به ماهيت قانون، فقه از يك سو و ماهيت قانون گذارى، و حوزه شيوه قانون گذارى از سوى ديگر، جايگاه آراى عمومى در آن ترسيم گرديده است.
بخش پايانى نوشتار جايگاه آراى عمومى در حوزه زمامدارى و قضايى را مورد تحليل و ارزيابى قرار داده است.
وضعيت حقوقى زمامدارى در دوره غيبت، روايات انتخاب و ماهيت و اعتبار بيعت، نهاد وكالت، و «نظريه تلازم حق نظارت و انتخاب» بنيانهاى شناخت جايگاه آراى عمومى در امر زمامدارى به شمار مىآيد.
همچنين شناخت ماهيت قوه قضاييه و امر قضايى از يك طرف و وضعيت سيستم قاضى مأذون از سوى ديگر، زمينه نقش آراى عمومى در انتخاب دادرسان و دادرسى و هيات منصفه را فراهم مىآورد.
تمام پژوهش حاضر تلاشى است بر بررسى روشمند شناخت اعتبار آراى عمومى و حوزههاى مربوط به آن كه خود مىتواند زمينه ساز تحقيق كاربردى گردد كه در آن با توجه به آموزههاى مديريت و نظام ادارى، ساختار و نهادها و قواعد موجود نقد و بررسى شده و زمينه اصلاح و تكميل آنها فراهم گردد.
ارتداد، توهين به مقدسات و آزادى بيان
سيدحسين هاشمى
از جمله مباحث رايج در سالهاى اخير در ميان نسل جوان و محافل دانشگاهى، مسئله ارتداد و توهين به مقدسات و رابطه اين دو با حقوق بشر و آزادى بيان است. در اين خصوص ضرورت دارد كه نسل جوان به ويژه قشر دانشگاهى اولاً با آن دسته از احكام فقهى مربوط به ارتداد كه مرتبط با موضوع آزادى بيان است و نيز فلسفه اين احكام آشنا گردند.
و ثانياً اين قوانين را قوانين مربوط به ارتداد در برخى كشورهاى غربى به ويژه كشور آمريكا و انگليس مقايسه نمايند.
عمدهترين پرسشها در اين تحقيق عبارت است از اين كه:
1- آيا طرح شبهات علمى و ابراز شك و ترديد در مبانى دينى موجب تحقق ارتداد مىگردد؟
2- آيا انكار ضرورى دين در صورتى كه ناشى از يك بحث نظرى و علمى باشد موجب تحقق ارتداد است؟
3- آيا پذيرش احكام ارتداد در اسلام به معناى نفى آزادى بيان و عقيده نيست؟ آيا پس از انتخاب دين اسلام حق تغيير دين از اشخاص سلب مىشود؟
4- فلسفه جرم ارتداد و توهين به مقدسات چيست؟ آيا جرم انگارى ارتداد و توهين به مقدسات از ديدگاه اسلام يك عنوان مستقل و ذاتى است. و يا عنوان مشير؟ بدين معنى كه ارتداد بدانجهت جرم است كه موجب اضرار به غير و اختلال در نظم و اخلاق عمومى است و يا اساساً يك حكم سياسى و حكومتى است؟
همچنين از ديدگاه حقوق برخى از كشورهاى غربى كه توهين به مقدسات و احياناً ارتداد را جرم دانستهاند آيا به دليل برخورد با نظم و اخلاق عمومى است يا توجيه ديگرى دارد؟ و آن دسته از كشورهايى كه حكم ارتداد و يا توهين به مقدسات را از حقوق خود حذف نمودهاند به دليل احترام به حقوق بشر بوده است و يا كمرنگ شدن نقش دين ؟
5 – آيا لازم است حكم به ارتداد و اجراى آن(حتى در موارد توهين به مقدسات) تحت نظارت حكومت اسلامى باشد يا هر كس مىتواند خود اقدام به آن نمايد؟
در مقام پاسخ به پرسشهاى ياد شده، اين تحقيق فرضيههاى زير را دنبال مىكند:
1- طرح شبهات علمى و ابراز ترديد و نقادى مبانى و ضروريات دينى كه ناشى از شبهه باشد، موجب ارتداد نيست مگر آن كه با انگيزه ايجاد اختلال در نظام اسلامى و وارد نمودن ضربه بر ساختار «جامعه دينى »باشد. همانگونه كه در كشورهاى غربى آزادى بيان در صورت صدمه به ساختار «جامعه دموكراتيك» در قانون و يا در عمل مورد قبول نيست.
2- آزادى بيان حتى به مفهوم غربى آن نيز مطلق نبوده و داراى استثنائاتى است و در أسناد بين المللى مربوط به حقوق بشر هم محدوديت هايى براى آزادى بيان وجود دارد.
3- ارتداد از ديدگاه اسلامى شرايط تحقق دقيق و دشوارى دارد كه به راحتى امكانپذير نيست و حكم به ارتداد و اجراى آن حتى در مورد توهين به مقدسات بايد تحت نظارت حكومت اسلامى باشد.
4- ارتداد به معناى نفى و انكار اصول مسيحيت از جمله انكار خداوند، حضرت مسيح و كتاب مقدس در نظام حقوق «كامن لا» در شمار جرايم محسوب مىگردد. اگر چه حقوق دانان غربى معتقدند كه «در عمل»، دادگاههاى انگلستان فقط در مورد «توهين به مقدسات مسيحيت» از اين قاعده استفاده نموده و در عمل با ارتداد برخورد مجرمانه ندارند اما در تئورى، هنوز هم (BLasphemy) را به گونهاى گسترده تعريف مىكنند كه شامل «ارتداد» نيز مىشود.
بنابراين، اصل مسأله ارتداد هم اكنون نيز در برخى از كشورهاى پيش رفته غربى مانند انگلستان داراى اعتبار حقوقى و قانونى است و جالب توجه اين كه، كشور انگليستان به عنوان پرچمدار نظام حقوقى «كامن لا»، از اين قاعده فقط براى دفاع از مقدسات دين مسيحيت و نه ساير اديان الهى حمايت مىنمايد و اين درحالى است كه اين كشور حكومت مبتنى بر مذهب ندارد.
5- ارتداد و توهين به مقدسات در مفهوم اسلامى آن در مقايسه با ارتداد و توهين به مقدسات به مفهوم غربى از جهاتى سازگارتر از حقوق بشر امروزى است.
6- از روح حاكم بر قوانين ارتداد در فقه اسلام چنين استنباط مىشود كه جرم انگارى ارتداد يك عنوان ذاتى نيست بلكه به دليل برخورد با نظم عمومى جامعه اسلامى و اخلاق عمومى چنين حكمى تشريع گرديده است.
براساس اين فرضيهها، تحقيق حاضر در چهار فصل تنظيم گرديده است. در فصل اول به ارائه تعاريف و مفاهيم مربوط به ارتداد پرداختهايم. در مبحث اول از اين فصل، معناى لغوى و اصطلاحى ارتداد و توهين به مقدسات و رابطه آن دو با يكديگر را مورد بررسى قرار داده و در مبحث دوم ضرورى دين را تبيين نموده و مصاديق آن را بر شمردهايم.
در فصل دوم با عنوان «ارتداد فكرى و نظرى» يكى از اساسىترين پرسشها در زمينه ارتداد را مورد بررسى قرار دادهايم، يعنى بررسى اين مسأله كه آيا صرف شك در ضرورت دين، موجب تحقق ارتداد است؟ و نيز انكار ضرورى دين، در صورتى كه مبتنى بر يك پايه فكرى و استدلال (اگر چه در واقع و يا به عقيده برخى استدلالى نادرست) باشد مانند آنچه كه در آثار برخى از اهل فكر و فلسفه مشاهده مىشود، آيا چنين انكارى موجب تحقق ارتداد است يا خير ؟
پيش از پاسخ به اين پرسش در ابتدا بايد اين مسأله مورد بررسى قرار مىگرفت كه آيا انكار ضرورى دين فى نفسه سبب مستقلى براى تحقق ارتداد به شمار مىرود يا در صورتى موجب ارتداد است كه انكار آن مستلزم انكار الوهيّت و يا نبوّت باشد؟
باتوجه به پايهاى بودن اين موضوع كه آيا انكار ضرورى دين سبب مستقلى براى ارتداد است يا خير، در ابتدا به بررسى تفصيلى آن پرداخته و سپس اين مسأله را مورد بحث قرار دادهايم كه آيا «صرف شك در اصول دين» و نيز ارتداد ناشى از شبهات، در واقع ارتداد است يا خير؟
فصل سوم به«اجراى مجازات ارتداد و توهين به مقدسات» اختصاص يافته است. يعنى آيا اجراى مجازات ارتداد و نيز توهين به مقدسات از ديدگاه اسلام، از وظايف انحصارى دولت اسلامى است يا اشخاص حقيقى ديگر نيز مجاز به اجراى اين مجازات هستند؟ اين موضوع را در دو مبحث جداگانه مورد بررسى قرار داده و در مجموع به اين نتيجه دست يافتهايم كه اجراى مجازات ارتداد و توهين به مقدسات در زمان تشكيل حكومت اسلامى، از وظايف انحصارى حاكم اسلامى است.
در فصل چهارم به «فلسفه ارتداد و توهين به مقدسات» پرداختهايم، در اين فصل، ضمن بحث در باره فلسفه ارتداد و توهين به مقدسات اين مسأله مورد بررسى قرار گرفته است كه اگر چه ارتداد با صرف انكار محقق مىشود ولى بررسى مصاديق آن در سيره معصومين: اين فرضيه را تقويت مىكند كه در عمل، فقط ارتدادى كه از طريق اهانت به مقدسات محقق شود مورد حساسيت بوده است و يا مواردى كه مجرمين با انكار ضرورى دين در يك برنامه از پيش طراحى شده، قصد تبليغ بر ضد دين را داشتند. به عبارت ديگر با توجه به تعريف و قلمرو ارتداد و شرايط و قيود مربوط به آن مىتوان دريافت كه در واقع ارتداد در معناى حقيقى خود ابراز انكار دين و تبليغ عليه آن از روى عناد و ستيز است و نه بر پايه استدلال و منطق از شبهه و اشتباه و جهل. از اين رو، مىتوان گفت كه فلسفه ارتداد عبارت است از تبليغ عليه دين و در نتيجه تهديد نظم و اخلاق عمومى جامعه اسلامى همانگونه كه هم اكنون بعضى از حقوقدانان انگليسى نيز جرم اهانت به مقدسات را يك زمينه مفروض براى ضربه فراگير به يافت جامعه دانستهاند. دادگاههاى آمريكا نيز زمانى كه توهين به مقدسات را جرم مىدانستند (قريب به سى سال پيش)، به مخالفت آن با نظم و اخلاق عمومى استناد نمودند. اين توجيه غربىها از جرم انگارى توهين به مقدسات در حالى است كه اولاً هم اكنون در كشورهاى غربى وابستگى معنوى چندانى ميان عموم مردم و دين مسيحيت وجود ندارد و ثانياً دين مسيحيت بر خلاف دين اسلام از نظر متون دينى منابع و حيانى حتّى نزد پيروان مسيحيت از اعتبار چندانى برخوردار نيست و از طرفى اساساً متون دينى فعلى مسيحيت بيش از آنكه يك مجموعه قوانين و مقررات حقوقى براى پيروان خود به ارمغان آورده باشد در واقع يك مجموع يك دستورات اخلاقى تحريف شده است كه حتى به اعتراف دانشمندان غربى حقوق كليسا هم حقوق ناشى از وحى نيست.
منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى
سيف اللّه صرامى
پرسش اصلى در پژوهش منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى اين است كه قانونگذار در نظام حقوقى اسلام براى تصويب و به تعبير فقهى آن، اصدار قوانين حقوقى در جامعه چه منابع معتبرى را پيش رو دارد؟ اهميت اين پرسش در آن است كه در نظام اسلامى قوانين حقوقى متخذ از فقه اسلامى است؛ و فقه اسلامى منابع مشخصى دارد كه در اصول فقه از لحاظ حجيت مورد بحث قرار مىگيرد. دغدغه و رويكرد پرسش اصلى اين است كه آيا منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى همان منابع فقه است كه در اصول فقه بحث مىشود يا خير.
تحقيق براى پاسخ به پرسش اساسى فوق با پرسشهاى فرعى ريز و درشتى روبرو بوده است كه تلاش شده طى فصل بندى منظم و مرحلهاى به آنها پاسخ داده شود تا نهايتاً بتوان به پاسخ پرسش اصلى نزديك شده به اين منظور اجزاى اصلى تحقيق در يك مقدمه و دو بخش سامان داده شدهاند. در مقدمه پس از درآمدى در بيان طرح تحقيق، به تبيين و توضيح مفاهيم و اصطلاحات اساسى مورد نياز در طول تحقيق پرداخته شده است.
در اين ميان مهمترين نكته بيان اصطلاح قانون در دانش حقوق و تفاوت آن با حكم فقهى مستنبط بوده است، بخش اول شامل دو فصل است، در فصل اول به پيش زمينههاى تاريخى موضوع پرداخته شده است كه با تفكيك پيش زمينههاى فقهى و اصولى و نيز تفكيك پيش زمينههاى دانشيان شيعه و سنى به سامان رسيده است. در فصل دوم به مبانى و ملاكهاى اعتبار حقوقى قوانين و حجيت فقهى احكام پرداخته شده است تا زمينه اظهار نظر و گزينش نظر نهايى در بخش دوم فراهم آيد.
در بخش دوم كه در واقع بخش اصلى و نهايى تحقيق است طى دو فصل منابع قابل بحث براى قانونگذارى در حكومت اسلامى مطرح و بررسى شده است. در فصل اول منابع پايه كه مفاد آنها مستقيماً مىتواند با شارع مقدس اسلام مرتبط باشد و نقش آنها در قانونگذارى بررسى شده است قرآن و سنت عمده اين منابع هستند. در فصل دوم منابع پيرو كه به نحوى واسطهاى براى منابع پايه يا تحت كنترل منابع پايه هستند بررسى شدهاند.
نتيجه نهايى در اين تحقيق به صورت بسيار فشرده اين است كه گستره حجيت و اعتبار در منابع قانونگذارى وسيعتر از گستره اعتبار و حجيت در منابع استنباط احكام كلى شرعى است. از اين رهگذر مثلاً مىتوان دليل انسداد را به عنوان يك منبع پيرو براى منابع قانونگذارى و نه منابع استنباط احكام باز توليد كرد و يا با باز خوانى ادله و مبانى حجيت مصالح مرسله و طى ضوابط معين كه در تحقيق آمده است آن را به عنوان مهمترين منبع در تصويب قوانين حكومت اسلامى قلمداد كرد. البته، چنين قوانينى در حد قانون حقوقى در نظام حكومتى اسلام اعتبار دارد و نه به عنوان حكم كلى شرعى…
عقل و اخلاق در انديشه غزالى و هيوم
حسينعلى شيدان شيد
در اخلاق، چه در ناحيه شناسايى احكام و فضايل اخلاقى و چه در ناحيه عمل كردن به آن احكام، امورى چند از قبيل عواطف و احساسات، عقل و استدلال عقلى، وجدان اخلاقى، و مانند آن، ممكن است تأثير داشته باشد. يعنى هر يك از اين عوامل ممكن است – لااقل در نگاه نخست – در معرفت ما نسبت به اخلاقيّات، يا در برانگيخته شدن ما براى انجام دادن افعال اخلاقى مؤثر و سهيم باشد.
در ميان اين امور، شايد آنچه به ويژه از ديدگاه فلسفى، بيش از همه اهميّت دارد، تأثير عقل – چه نظرى و چه عملى – در اخلاق، و جايگاه تعقّل در امور و مسايل اخلاقى باشد. به تعبيرى ديگر، بررسى ارتباط عقل و اخلاق از مباحث گريزناپذير فلسفى در زمينه اخلاق است.
در اين كتاب، اين مسأله كه «عقل تا چه حدّ در اخلاق مؤثّر تواند بود» بر نظام فلسفى و اخلاقى دو تن از متفكّران، از اسلام و غرب، عرضه مىشود تا پاسخ هر كدام به اين مسأله مهم به دست آيد. اين دو يكى ابوحامد محمد غزالى، مشهور به امام محمد غزالى، عالم اخلاق و متكلّم و فيلسوف مسلمان است، و ديگرى ديويد هيوم، فيلسوف تجربى مشرب و مورخ انگليسى.
غزالى و هيوم هردو به اينكه سهم عقل را در دست يافتن به احكام اخلاقى، به طور كلّى در شناخت همه امور به حداقل آن فرو كاستهاند مشهورند، و آنچه به موضوع اصلى اين كتاب مربوط است ديدگاه مشترك اين دو در قلمرو اخلاق، يعنى ديدگاه رسمى آنان در باره محدوديّت تأثير عقل در اخلاق است: هر دو رسماً به سهمى فرعى براى عقل قائل شدهاند و با سهمى اساسى براى آن مخالفت كردهاند. امّا در بررسى بيشتر معلوم مىشود كه دلايلى كه براى اثبات اين مطلب آوردهاند چندان وافى به نظر نمىآيد. به علاوه، خود آنان سپس به مواضعى گراييدهاند كه لازمه آنها، در حقيقت، اعتراف به سهمى اساسىتر براى عقل است. نتيجه آنكه هر دو، در عمل، نشان دادهاند كه در اخلاق چارهاى از تمسك به عقل نيست، اگر چه غزالى، چون در راه دادن به عقل از هيوم كاميابتر بوده، و در نتيجه به ساحت دين راه يافته است، در مجموع موفقتر و موجهتر از هيوم كار خود را از پيش برده است. و نظام اخلاقى وى عمق و غناى بيشترى يافته است.
روانشناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى
زير نظر مسعود آذربايجانى
كتاب حاضر، محصول تلاش علمى گروه روانشناسى پژوهشكده حوزه و دانشگاه است كه با الهام از رسالت اين پژوهشكده، مبنى بر استخراج مبانى و ديدگاههاى اسلامى در حوزه علوم انسانى، و با هدف تدوين منابع و متون درسى دانشگاهى در رشتههاى علوم انسانى با رعايت سرفصلهاى مصوب، تأليف و منتشر شده است. گسترش روزافزون مباحث روانشناسى اجتماعى كه وارد بسيارى از زواياى زندگى شده است و جايگاه آن كه مرزهاى نزديكى با مردمشناسى از يك سو، و با جامعهشناسى و بالتبع نهادهاى دين، سياست، تعليم و تربيت، تبليغات و… از ديگر سو دارد، ما را نيازمند تأليفهاى روزآمد و جديدترى كرده است. افزون بر اينها، روانشناسى اجتماعى به عنوان يكى از رشتههاى علوم انسانى، قويّاً داراى جنبههاى فرهنگى است و از اين رو، استفاده از معارف غنى اسلامى، كه به صورت گزارههاى توصيفى يا توصيهاى، واقعيات روانشناسى انسانى را متذكر مىشوند و بر مبانى و پيش فرضهاى الهى استوارند – در مسير بومى سازى علوم انسانى، امرى اجتنابناپذير است. مفهوم سازى الگوهاى نظرى برگرفته از منابع دينى نيز كه در قالب گزارههاى روشن و انگارههاى بومى بيان مىشوند – و در حقيقت حلقه واسطى ميان ترجمه صرف متون علوم انسانى غربى و تأسيس علوم انسانى بومى شده است – گام مؤثرى در راه نيل به مكتب روانشناسى مبتنى بر مفروضات اسلامى مىباشد.
روانشناسى اجتماعى مطابق تعريف، دانشى است كه به مطالعه علمى تأثير متقابل افراد بر يكديگرمى پردازد و در صدد يافتن علل و چگونگى پديدايى رفتار، احساسات و افكار افراد در موقعيتهاى اجتماعى است. برخى سؤالاتى كه اين علم به آنها پاسخ مىدهد عبارتند از: چرا افراد در موقعيتهاى اجتماعى مختلف، رفتارهاى خاصى از خود نشان مىدهند؟ چرا رفتارهاى ديگران را به شيوه خاصى تعبير و تفسير مىكنيم؟ نگرشها و عقايد چگونه شكل مىگيرند و چگونه بر اعمال و رفتار ما اثر مىگذارند؟ عشق و دوستى چگون به وجود مىآيند و چه چيزهايى باعث از بين رفتن يا تضعيف آنها مىشوند؟ در چه شرايطى بيشتر به يكديگر كمك مىكنيم؟ و… .
ساختار اصلى كتاب، برگرفته از كتاب«روانشناسى اجتماعى» تأليف رابرت بارون و دان بايرن، از اساتيد برجسته روانشناسى اجتماعى در دانشگاههاى آمريكاست. اين مؤلفان بر رويكرد انسجام بخشى و يكپارچه سازى مباحث روانشناسى اجتماعى عنايت خاصى دارند و كتابشان از نظر جامعيت و ساختار فصول نيز برتر از ساير كتب موجود(در حد اطلاع مؤلفان) است. در عين حال از منابع معتبر ديگر در روانشناسى اجتماعى(مانندسيرز، اسميث، ارونسون، فورسيس و…) و نيز كتب فارسى موجود در اين زمينه بهره كافى بردهايم.
در مباحث اسلامى، ابتدا گزارههاى متناسب و احياناً متناظر با هر فصل، از متون و منابع معتبر(آيات قرآن و احاديث و بعضاً كتب انديشمندان مسلمان) استخراج شده، و پس از تحليل و تدوين، در جايگاه مناسب تلفيق گرديدهاند. در برخى فصول، موضوعات جديد متناسب يا نقد ديدگاههاى روان شناسان غرب (به صورت غير مستقيم) نيز اضافه شدهاند. بعضى از مباحث كه بيشتر رويكرد ارزشى دارند، ولى كاملاً با موضوع مرتبط اند، به صورت بحث ويژه ارائه شدهاند. در تدوين كلى، سعى بر اين بوده كه با تلفيق و تقريب هر چه بيشتر ساختار كتاب يكدست و براى مخاطبان ايرانى، رنگ و بوى فرهنگ بومى و اسلامى داشته باشد.
اين كتاب، داراى يازده فصل است كه پنج فصل آغازين بيشتر به موضوعات نظرى در روانشناسى اجتماعى پرداخته، و شش فصل باقى مانده، موضوعات كاربردىتر رامدّ نظر داشته است. عناوين و محتواى فصول عبارتند از: فصل اوّل، كليات: تعريف روانشناسى اجتماعى، ارتباط روانشناسى اجتماعى با رشتههاى علمى نزديك، تاريخچه و روشهاى تحقيق در روانشناسى اجتماعى، فصل دوم، ادراك اجتماعى: ارتباط غير كلامى، اسناد (نظريهها و منابع اساسى خطا در اسناد) و برداشت، فصل چهارم، نگرش: تعريف، عوامل مؤثر در تكوين نگرش، و رفتار، تغيير نگرش و سنجش آن، فصل پنجم، پيش داورى: مفهوم پيش داورى و انواع آن، ريشهها و خاستگاه پيش داورى، و راههاى مقابله با آن، فصل ششم، جاذبه ميان فردى: عوامل و زمينههاى جاذبه ميان فردى، دوستىهاى نزديك و تنهايى، فصل هفتم، پرخاشگرى: تعريف و انواع پرخاشگرى، ديدگاههاى نظرى، برانگيزانندههاى پرخاشگرى و شيوههاى پيشگيرى و مهار آن، فصل هشتم، رفتار حمايتى: تعريف، مراحل بروز رفتار حمايتى، تبيينهاى نظرى و ويژگىهاى شخصيتى كمك كنندگان، فصل نهم، نفوذ اجتماعى: همنوايى(عوامل، مطلوبيت يا عدم مطلوبيت، تأثير اقليت)، متابعت و اطاعت از مراجع قدرت، فصل دهم، پويايىهاى گروه: ماهيت و كاركرد گروهها، انجام وظيفه و انصاف در گروهها، تصميمگيرى در گروهها، گروه فكرى و رهبرى، فصل يازدهم، زمينههاى جديد تحقيق در روانشناسى اجتماعى: كاربرد روانشناسى اجتماعى در ابعاد بين فردى در نظام قضايى، شامل بازجويى، افكار عمومى، پيش داورىها، گواهى شاهدان و عوامل مؤثر بر رأى نهايى، روانشناسى اجتماعى و كار: نگرشهاى مرتبط با كار، مصاحبه شغلى، سياستهاى سازمانى، تعارض در مجموعه كارى و آثار كار كردن در فرهنگى ديگر.
عناوين عمدهترين مباحث اسلامى كه در ضمن فصول به ترتيب آمده، عبارتند از: روانشناسى اجتماعى قبل از علمى شدن مشتمل بر آراى فارابى، ابوريحان بيرونى، خواجه نصيرالدين طوسى، ابن خلدون، و نيز اشاراتى به مفاهيم روانشناسى اجتماعى در ادبيات فارسى مانند آثار سعدى و مولوى، ارتباط غير كلامى در منابع اسلامى، نقش ايمان در اسناد، اسناد موفقيت به خداوند و تجلّى ايمان در علايم غير كلامى، حرمت خود(عزت نفس) و جهاد با نفس يا كرامت نفس، ايمان يك نگرش اصلى، راهبردهاى شكلگيرى و تغيير نگرش در فرهنگ اسلامى و رابطه نگرش ايمانى با رفتار، رويكرد تعاليم اسلامى به پيش داورى جنسى، موانع شناختى در روابط بين فردى و گروهى، تعديل شناختها در روابط اجتماعى از نظر تعاليم اسلام، شيوههاى عملى و شناختى اسلام در مقابله با پيش داورى، عوامل و زمينههاى جاذبه ميان فردى در منابع اسلامى، دوستى و دلبستگى در خانواده در منابع اسلامى (در ميان همسران و در ارتباط پدر و مادر با فرزندان) و عزلت يا مردمآميزى در آموزههاى دينى، بررسى رابطه مجازات و پرخاشگرى و اهميت مؤلّفه قصد، بررسى مسأله پرخاشگرى از ديدگاه اسلامى(شيوههاى شناختى و عاطفى)، رفتار حمايتى و انواع آن از ديدگاه اسلام، مطلوبيت يا عدم مطلوبيت همنوايى از ديدگاه اسلام، رويكرد اسلام به فعاليت گروهى و عدالت و انصاف در گروهها، مباحث رهبرى از ديدگاه اسلام، بهبودبخشى گواهى و اتقان قضاوت در آموزههاى اسلامى، مصاحبههاى شغلى و شرايط گزينش از ديدگاه اسلام.
اين كتاب با همكارى و مساعدت حجةاسلام والمسلمين سيد محمد غروى مشاور اسلامى، دكتر محمد كريم خداپناهى مجرى و مشاور علمى و دكتر على محمد برادران رفيعى ناظر طرح به انجام رسيده است و به عنوان يك متن درسى 4 واحدى براى رشتههاى روانشناسى، جامعهشناسى و علوم تربيتى قابل استفاده است.
سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت (ع): تربيت دينى
محمد داوودى
هدف از تأليف اين كتاب اين بود كه نكات تربيتى موجود در سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت (ع) در زمينه بخشى از تربيت دينى يعنى تربيت اعتقادى و عبادى بررسى و براى استفاده در اختيار مربيان، معلمان و همه كسانى كه در اين زمينه به فعاليت مشغول هستند قرار بگيرد. علت پرداختن به اين موضوع نيز اين است كه مراجعه به تاريخ صدر اسلام و زندگى معصومين (ع) به وضوح نشان مىدهد كه آنان علاوه بر ساير ابعاد وجودى، در زمينه تعليم و تربيت به ويژه در تربيت دينى نيز كاملاً موفق بودهاند. از اين رو، سيره تربيتى آنان منبع غنى و ارزشمندى در زمينه راه و روش تربيت است كه با استفاده از آن مىتوان تعليم و تربيت دينى را در دوره معاصر غنىتر و كاراتر ساخت. به همين سبب، درصدد بررسى اين موضوع برآمدهايم.
حاصل اين بررسى كه چند سالى به طول انجاميد مطالبى است كه در اين كتاب عرضه شده است. مطالب اين كتاب در چهار فصل سامان يافته است:
فصل اول: تربيت اعتقادى. اين فصل چهار مبحث دارد: خدا شناسى، نبوّت، امامت و معاد در هر مبحث سيره پيامبر و اهل بيت در مورد چگونگى آموزش و ايجاد ايمان به اعتقادات اسلامى بررسى و تبيين مىشود و اعتقادات را بدين سبب مقدّم كرديم كه ريشه و مبانى عبادات و ساير آموزههاى اسلامى هستند.
فصل دوم: تربيت عبادى. در اين فصل مباحث مربوط به آموزش قرآن، نماز و روزه و ذكر و دعا بيان شده است.
اين فصل دو ضميمه دارد: ضميمه اول برنامه آموزش نماز به كودكان و ضميمه دوم: برنامه آموزش روزه به كودكان است. علت ضميمهاى بودن اين دو مبحث اين است كه در آن دو مبحث (بنا به دلايلى كه در فصل مربوط بيان مىشود) از روند اصلى كتاب كه اتكا به سيره (= رفتار) تربيتى پيامبر و اهل بيت بوده خارج شده و از سخنان معصومين (ع) نيز بهره گرفتهايم.
فصل سوم: در فصل سوم به روشهاى تربيت دينى پرداختهايم. در اين فصل در سه قسمت به پنج روش مهم و اصلى در تربيت دينى: ترغيب و ترهيب، موعظه، ارشاد، تذكر و امر و نهى پرداختهايم. از آن جا كه اين روشها در تربيت اعتقادى و عبادى هر دو، كاربرد دارند. آنها را در فصل جداگانهاى مطرح كردهايم.
فصل چهارم: تكمله. در اين فصل سه موضوع جداگانه اما مهم در سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت مطرح شده است. اين سه موضوع عبارتند از: رفق و مدارا ؛ آداب و رسوم اجتماعى و تربيت دينى و نقش والدين در تربيت دينى.
از آن جا كه اين سه موضوع با يكديگر تجانسى ندارند و در عين حال در سيره تربيتى معصومين (ع) جايگاه مهمى در تربيت دينى دارند و امكان اندراج آنها در فصول ديگر نيز نيست، آنها را در فصل آخر و به عنوان تكمله آوردهايم.
چيستى فلسفه سياسى در حوزه تمدن اسلامى
محمد پزشكى
كتاب «چيستى فلسفه سياسى در حوزه تمدن اسلامى» به منظور آشنايى مقدماتى علاقهمندان به رشته فلسفه سياسى كلاسيك شرق تمدن اسلامى به نگارش درآمده است اين اثر همچنين مىتواند به عنوان منبع درسى رشتههاى فلسفه و علوم سياسى در دوره كارشناسى مورد استفاده قرار گيرد. كتاب، شامل يك مقدمه، چهار گفتار و يك نتيجهگيرى است. در مقدمه كتاب ضمن تشريح مسأله مورد توجه، رهيافت مورد توجه در كتاب نيز بيان شده است.
گفتار نخست كتاب: به بررسى سرشت و ماهيت فلسفه سياسى اسلامى مىپردازد و ضمن تعريف آن به بررسى جايگاه اين دانش در طبقه بندى علوم اسلامى و نسبت آن به «سياست مدن» مىپردازد و در نهايت چگونگى و معناى اسلامى بودن آن را بيان مىكند.
در گفتار دوم كتاب: موضوع دانش فلسفه سياسى سعادت و كسب قدرت جهت نيل به آن معرفى شده است. در اين گفتار همچنين سرشت مسايل فلسفه سياسى به دو دسته مفاهيم اعتبارى نفسالامرى و مفاهيم اعتبارى محض تقسيم شدهاند.
گفتار سوم كتاب: به بررسى آن دسته از مفاهيم هستى شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانهاى مىپردازد كه مىتواند به عنوان بنيادهاى فلسفى مطالعات، سياسى تلقى گردد. اين مفاهيم به عنوان اصول موضوعه فلسفه سياسى، از راه تشبيه قواعد حيات سياسى به قواعد عمومى زندگى، امكان تفسير و تحليل حيات سياسى را فراهم آوردهاند.
و در نهايت گفتار آخر: به بررسى نمونه هايى از مسايل اساسى فلسفه سياسى پرداخته شده است. اما از آنجا كه هر گونه بحثى از مسايل فلسفه سياسى بدون گفتن سخنى از انسانشناسى و شناخت سرشت و خاستگاه اجتماعات مدنى ممكن نيست. مباحث اخير به عنوان مقدمات اساسى بحث از مسايل فلسفه سياسى در اين گفتار بيان شدهاند.
در بخش ديگرى از اين گفتار، از انواع اجتماعات مدنى، ويژگىهاى آنها، رهبرى سياسى، خاستگاه، سرشت وانواع آن و ملاكهاى طبقه بندىهاى هريك از انواع اجتماعات مدنى و رهبرىهاى سياسى سخن به ميان آمده است.
در آخر اين گفتار نيز به مساله اساسى عدالت مدنى، مفهوم و انواع آن در فلسفه سياسى كلاسيك اسلامى پرداخته شده است.
در نتيجهگيرى آخر كتاب نيز به جمع بندى و تلخيص دستاوردهاى گفتارهاى چهارگانه آن پرداخته شده است.
اخلاق نقد
سيدحسن اسلامى
سازندگى نقد و نقش آن در رشد و كمال فرد و جامعه، با اين كه مقبول همگان است، اما تلخى آن و تجربههاى فردى و جمعى آن از ارزش اخلاقى وجود داشته، علت هراس افراد بسيارى بوده و هست. نقد بارها به مشابه حربهاى براى كوفتن رقيب و عقده گشايى مورد استفاده و سؤاستفاده واقع شده است. از اين رو، غالباً تصور ناخوشايندى از آن داريم. پژوهش فعلى در آن است تا اندكى از اين بار منفى را از نقد بكاهد.
پژوهش حاضر مىكوشد ابعاد اخلاقى نقد را بكاود و گزارش كند. رهيافت پژوهشگر با تحليل مفهوم نقد در زبانهاى فارسى، عربى و انگليسى آغاز مىشود. وى با بررسى انتظارات رايج از نقد و كاركرد آن، نشان مىدهد كه بسيارى از اين انتظارات بيش از آن كه به سود نقد باشند در حقيقت نقد را از كاركرد اصلى آن باز مىدارند و به نام اخلاق، جنبههاى اخلاقى نقد را ناديده مىگيرند. اين پژوهش با اين هدف فراهم آمده است تا نقد را آنگونه كه هست نشان دهد. و كاركرد آن بيان گردد و راهى براى غلبه براحساس ناخوشايند و تلخ آن ارائه شود.
اين پژوهش در بردارنده نُه فصل است. نخستين فصل مفاهيم و معانى گوناگون نقد و لايههاى معنايى آن با رجوع به منابع كهن و جديد ادبى باز نموده شده است. فصل دوم، عناصر اساسى نقد را كه ماهيّت نقد به آنها وابسته است، روشن مىسازد. سومين فصل علل ترس از نقد را بيان مىكند. فصلهاى چهارم تا ششم پارهاى از قيدها و كليشههاى رايج در باره نقد را ارزيابى مىكند. فصل هفتم به كاركرد اساسى نقد از منظرى تازه پرداخته است. در اين فصل يك الگوى تازه از حوزه ارتباطات انسانى براى فهم اين مقوله به كار گرفته شده است. فصل هشتم در باره مفهوم و دامنه نقدپذيرى است. فرجامين فصل اخلاقيات نقد را كه عمدتاً مورد غفلت نقادان است، باز مىگويد.
ويژگى عمده اين پژوهش آن است كه پژوهشگر به جاى كلى گويىهاى رايج درباره نقد، كوشيده است حتى المقدور مسائل اين حوزه را بشكافد و مورد به مورد بررسى نمايد و ابهامات موجود را برطرف سازد. تنوع و دقت مباحث، پرهيز از كلى گويى و تحليل موردى، استناد به منابع متعدد كهن و جديد، انگشت نهادن بر مسائل مغفول عنه، نثر روان و انسجام مطالب، اين تحقيق را در خور ستايش نموده است. گفتنى است كه اين اثر به زودى منتشر خواهد شد.
مطالعه تطبيقى هستىشناسى دو مكتب
(حكمت عرفانى ابن عربى و حكمت ودانته)
ابوالقاسم محمودى
اثر حاضر با عنوان «مقدمهاى بر مطالعه تطبيقى هستىشناسى دو مكتب؛ حكمت عرفانى ابن عربى و حكمت و دانته»، مطالعهاى است تطبيقى در هستىشناسى دو مكتب بزرگ فلسفى – عرفانى، يعنى حكمت عرفانى حكيم برجسته دنياى اسلام محى الدين ابن عربى و حكمت و دانته هندى با نمايندگى دو شخصيت برجسته و ممتاز آن يعنى شنكره و رامانوجه، (با تأكيد بر تبيين رابطه وجودى حق و خلق)، كه با هدف نشان دادن جهات اشتراك و افتراق آنها و با مراجعه به منابع اصلى و تحليل و مقايسه آنها حاصل آمده است.
نقش و اهميت ابن عربى در عرفان اسلامى بىنياز از تأكيد و توضيح است، اما در مورد حكمت ودانته هندى يادآور مىشوم كه از همان اهميتى در حكمت هندى برخوردار است كه فلسفه ابن سينا، حكمت ابن عربى و يا حكمت متعاليه در دنياى اسلام از آن برخوردار هستند، به گونهاى كه به تعبير يكى از هند شناسان مشهور، يعنى گرب، تمام تحصيل كردگان هندى در هند جديد، به جز آنان كه تحت تأثير انديشههاى اروپايى هستند از انديشه ودانته متأثر مىباشند. و البته اگر تأثير احتمالى اين مكتب بر برخى جريانهاى فكرى در دنياى اسلام همچون تصوف را در نظر آوريم، اهميت اين مكتب بيشتر آشكار مىگردد.
ساختار كلى اين اثر، به جز مقدمه، در سه بخش سامان يافته است؛ در بخش اول به «پيشينه آموزههاى اصلى» دو جريان، (و عمدتاً آموزههاى و دانته) و مراحل شكلگيرى و تطور آنها تا شكل تكامل يافته آنها در انديشه انديشمندان مذكور پرداخته شده است و در ضمن آن به رديابى اين انديشهها در «وداها» «اوپنيشادها» و «برهمه سوتره» تحت عنوان «ازودا تا ودانته» پى گرفته شده است. پيشينه انديشههاى ابن عربى در انديشه اسلامى و عارفان مسلمان نيز در گزارشى كوتاه با عنوان «از آيات قرآنى تا حكمت عرفانى» مطرح شده است.
بخش دوم، مرورى است كوتاه بر شرح حال، اثار و آموزههاى اصلى سهانديشمند.
بخش سوم، كه بخش اصلى اثر را شكل مىدهد به بررسى جزئىتر آموزههاى پيشين و تحليل و مقايسه آنها اختصاص يافته است. در اين بخش پس از اشارهاى به معرفتشناسى سه استاد، و مقايسه آنها، به ديدگاههاى هستى شناختى آنها پرداخته شده است. نتيجه بدست آمده در معرفتشناسى آنها اين است كه ديدگاهاى سه دانشمند در مورد منابع معرفتى و ارزش هر كدام تقريباً يكسان است؛ تأكيد بر معرفت شهودى به عنوان معرفت برتر، ناتوانى عقل از دريافت و اثبات حقيقت، و نقش ابزارى آن در خدمت و تأييد دريافتهاى شهودى، از مهمترين اشتراكات آنهاست.
به جز اين، اعتقاد به وجود معرفتى برتر كه موجب نوعى آگاهى وحدانى است، با تفاوتهايى مورد اتفاق شنكره و ابن عربى است.
در مباحث هستىشناسى سه حكيم، كه مبحث عمده اين اثر را تشكيل مىدهد، مىتوان به اين موارد اشاره كرد؛ هر سه استاد به ارزش ذاتى و نيز ارزش نجات شناختى هستى و هستىشناسى معترفند و هستى را اساس و شالوده همه چيز مىدانند و نيز معتقدند كه هستى همان «حق» يا «برهمن» است. اطلاق «هستى محض» از سوى شنكره و ابن عربى به «حق» و يا «برهمن» و مخالفت منتقدان نكته ديگرى است كه بدان اشاره شده است. وحدت هستى و موضوعات مرتبط با آن از مهمترين مباحثى است كه قسمت مهمى از بخش سوم را به خود اختصاص داده است.
شنكره و ابن عربى هستى را واحد و كثرت را توهم و خيال و يا به تعبير شنكره «مايا» مىدانند اما در تفسير وهم و خيال ميان ايندو تفاوتهاى مهمى وجود دارد؛ بيان اين تفاوت و يا به بيان روشنتر توضيح تفاوت و اشتراك ميان «خيال مطلق» ابن عربى و «مايا»ى شنكره از مباحثى است كه با تفصيل بيشترى بدان پرداخته شده است. بر خلاف ابن عربى و شنكره، راما توجه در عين اعتقاد به وحدت، به سه حقيقت متمايز يعنى برهمن، ارواح و جهان طبيعت معتقد است، با اين توضيح كه دو مورد اخير به اولى وابستهاند. «دليل كثرت و يا كثرت انديشى» بحث ديگرى است كه بدان پرداخته شده بحث بعدى تبيين رابطه واحد و كثير در ديدگاه ابن عربى و شنكره است كه تحت عنوان آفرينش با دو عنوان فرعى غرض از آفرينش و «مفهوم آفرينش» مورد بحث قرار گرفته است.
در همه مباحث فوق «در بخش سوم، يعنى بخش تطبيقى اثر) روش كار عمدتاً بدين صورت مىباشد كه در هر موضوع ديدگاههاى هر كدام از سه استاد به ترتيب و به تفكيك مطرح شده و سپس مورد تحليل و مقايسه قرار مىگيرد و شباهتها و تفاوتهاى احتمالى مطرح مىگردد.
ايمان گروى
رضا اكبرى
در باب نحوه پذيرش گزارههاى دينى همواره اين سوال مطرح بوده است كه آيا با در اين گزارهها نيازمند دليل است يا خير. متدينان و غير متدينان در اين باب ديدگاههاى متعددى را برگزيدهاند.
عدهاى از متدينان پذيرش گزارههاى دينى را جز از طريق دليل، امرى خطا مىدانند و بر اين عقيدهاند كه مىتوان دلايل عقلانى مناسبى را در صحت گزارههاى دينى اقامه كرد. در مقابل برخى از غير متدينان نيز با اين ادعا كه گزارههاى دينى نيازمند دليل است ولى دليل مناسبى براى آنها قابل اقامه نيست، پذيرش گزارههاى دينى را غير عقلانى دانستهاند. ديدگاه ايمان گروى. ديدگاهى است كه معتقد است باورهاى دينى نيازمند استدلال نيستند و حتى گاه استدلالهاى عقلانى مضر با بيان متدينان مىباشد.
در طرح ايمان گروى، نظريات مختلفى كه در اين ساحت طرح شده مورد بررسى قرار گرفتهاند و در سه فصل اصلى كتاب سه انديشمند به عنوان نمايندگان سه طرز تلقى مختلف انتخاب شدهاند.
در فصل اول، آراى كركگور مورد طرح، نقد و بررسى قرار گرفته است. فصل دوم به انديشههاى وينگنشتاين و نقد آنها اختصاص يافته است و در فصل پايانى نيز انديشههاى پلانتينكا در سه دوره انديشه او طرح و نقد شده است. هر يك از اين نظريات با اشكالاتى مواجه است كه پذيرش آنها را مشكل مىسازد. نتيجه طرح به مقايسه اين سه طرز تلقى اختصاص يافته است.
نظريه تحول در اسلام
على ذوعلم
فرضيه اصلى اين تحقيق اين است كه: اسلام بدون هيچ نيازى به تئورىها، انديشهها و مكتبهاى ديگر، ذاتاً خرد و جامعه مسلمان را به تحول خواهى اجتماعى و سياسى برمىانگيزد و بدون جمود و تأكيد به روش و راهكار خاص، متناسب با شرايط و امكانات و محدوديتها، همواره جامعه اسلامى را به سوى جامعه مطلوب، سوق مىدهد.» اين پژوهش بر آن است كه با تبيين و اثبات اين نظريه، چارچوب مناسب و جامعى را براى تحليل روند «انقلاب اسلامى ايران» در سال 1357 ارائه داده، در عين حال روشهاى رفورميستى را براى اصلاح جامعه در كنار روشهاى انقلابى، توجيه نمايد. نتايج اين تحقيق اجمالاً عبارت است از:
1 – اصطلاح «انقلاب» و «اصلاح» از دو منظر «جامعهشناسى سياسى» و «منابع اسلامى» مورد بررسى و نقد قرار گرفته و نسبت آنها تبيين شده است. با توجه به كاربرد غير دقيق اين دو اصطلاح و خلط معنى آنها كه زمينه نتيجهگيرىها و داورىهاى مغالطهآميز مىگردد، ضرورت تدقيق در اين موضوع، روشن مىشود.
2 – «انقلاب» – به معنى جامعه شناختى آنها – تنها به عنوان يك راهكار براى تحول مثبت در جامعه اسلامى، در شرايط خاص، ضرورت مىيابد و به خودى خود، امرى ارزشى تلقى نمىشود. در عين حال با توجه به جديد بودن پديده انقلاب – كه از قرن 18 ميلادى مطرح شده – جايگاه و احكام آن بايد بررسى شود…
3 – نظريات ارائه شده براى «مشروع بودن انقلاب» در فقه اسياسى اسلام، مورد بازكاوى و نقد قرار گرفته و نظريهاى متفاوت ارائه شده است. در اين نظريه، «انقلاب» پديدهاى مستحدث شمرده شده كه در استنباط احكام آن، نمىتوان تنها به عناوين موضوعات احكام مشابه استناد جست…
4 – راهكار «انقلاب» براى اصلاح جامعه اسلامى، باتوجه به ويرگىهايى كه در تعريف «انقلاب» پذيرفته شده، نمىتواند بدون برخوردارى از تشخيص مورد و مصداق تسلط مجتهد جامع شرايط علمى و اخلاقى و سياسى، مشروع شمرده شود. اين تشخيص نيز تابع شرايط، امكانات و محدوديتهاى جامعه است كه با استناد به «مصلحت عامه» معتبر خواهد بود و در موارد نادرى تحقق مىيابد.
5 – عقايد و باورهاى الهى، احكام فردى و اجتماعى اسلام و نيز اصول ارزشى و اخلاقى آن، ذهن و رفتار فرد مسلمان را بگونهاى مىسازد كه روحيه و عمل انقلابى، قاطع و مؤثر را براى تحول جامعه در وى فراهم مىسازد و در شرايط لازم جامعه اسلامى را به عرصه انقلاب مىكشاند. اما در عين حال ساير راهكارهاى تحول را نيز توجيه مىنمايد…
6 – ضرورت رهبرى ولايى براى جامعه اسلامى در عصر غيبت، تنها نظارت و تضمين سلامت قانونى و اخلاقى حكمت دين – پس از تشكيل – نمىباشد، بلكه مهمتر از آن، تشخيص راهكار بهينه، دين و مصلحتآميز براى تحول جامعه در شرايط گوناگون و تأمين پشتوانه عملى براى تحقق آن است كه چه در دوران حاكميت رسمى دين در جامعه و چه بدون آن، از اعتبار و كارآيى برخوردار است…
7 – بنابراين روند رويه كمالِ حركتهاى تحول جويانه اسلامى در قالبها و راهكارهاى متفاوت، امرى است اجتنابناپذير، كه به تناسب ميزان اعتقاد، معرفت و التزام مسلمانان به باورها، احكام و ارزشهاى دين، شتاب مىيابد. گرچه تعاليم و آموزههاى نظرى و عملى اهلبيت7 مسير اين حركت را براى پيروان آنان هموارتر و مطمئنتر مىسازد، ولى اين حركت در همه جوامع اسلامى، به وضوح ديده مىشود…
شايان ذكر است كه اين پژوهش در «پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى» انجام گرفته و توسط سازمان انتشارات آن در دست انتشار است.
اسلام و جامعهشناسى خانواده
حسين بستان
«اسلام و جامعهشناسى خانواده» كتابى است شامل پنج فصل كه به بررسى موضوعات اصلى جامعهشناسى خانواده مىپردازد. رويكرد غالب در طرح مباحث، رويكرد تطبيقى بوده، يعنى كوشش شده است بررسىها در قالب مقايسه ديدگاههاى جامعه شناسان و ديدگاه برگرفته از آيات و روايات اسلامى صورت گيرد.
نخستين فصل كتاب، سه محور اصلى را دنبال كرده است. در محور اول، موضوع ازدواج و برخى مباحث مربوط به آن (سنّ ازدواج و فاصله سنّى همسران) و در محور دوم، مباحث راجع به همسر گزينى (قواعد همسر گزينى، همسان همسرى و فرايند همسر گزينى تا ازدواج) مورد بررسى واقع شده و در محور سوم، مرورى بر الگوهاى خانواده (خانواده هستهاى / گسترده، خانواده پدر سالار / مادر سالار، خانواده پدر مكان / مادر مكان، خانواده تك همسر / چند همسر، خانواده تك سرپرست و خانواده ناتنى) و همچنين الگوهاى جايگزين خانواده (همخانگى، كمون اشتراكى و همجنس گرايى) صورت گرفته، ضمن آنكه به ديدگاه اسلام در هر مورد نيز اشاره شده است.
به طور كلّى اهميّت و جايگاهى كه اسلام براى ازدواج و تشكيل خانواده قائل است، باعث گرديده كه با همه عوامل و الگوهاى جايگزينى كه به ثبات و استحكام اين نهاد حياتى آسيب مىرسانند، مخالفت كند و از سوى ديگر، در جهت رفع مشكلات ازدواج به منظور تحقق هر چه بهتر اهداف مورد نظر از آن تلاش كند. مخالفت اسلام با امورى مانند بىبندوبارى در روابط جنسى، برون همسرى دينى، آداب و رسوم دست و پاگير و مخلّ به ازدواج، همخانگى، همجنس گرايى و ايجاد اجتماعات اشتراكى و از سوى ديگر تأكيد اسلام بر كاهش معقول سنّ ازدواج، قاعده محرميت، درون همسرى دينى، همسان همسرى بر مبناى ايمان و اخلاق و نظارت والدين بر همسرگزينى جوانان با حفظ آزادى انتخاب براى خود جوانان، در همين راستا قابل تفسير است.
فصل دوم به بررسى مهمترين كاركردهاى اجتماعى خانواده با تأكيد بر ديدگاههاى جامعه شناسان كاركردگرا و در مواردى ديدگاههاى مكاتب انتقادى مىپردازد و ديدگاه اسلام در مورد هر يك از كاركردهاى ياد شده را نيز بيان مىكنند. به طور كلّى اسلام تقريباً تمامى كاركردهاى اجتماعى خانواده را به عنوان واقعيت، مفروض مىگيرد و به لحاظ ارزشى نيز برخورد اسلام با بيشتر اين كاركردهاى برخوردى تأييدى است. در الگوى مطلوب اسلام، خانواده ايفاى كاركردهايى مانند ارضاى نظاممند نيازهاى جنسى، توليد مثل، حمايت و مراقبت، جامعه پذيرى، ارضاى نيازهاى عاطفى، تأمين پدر شرعى براى فرزندان، كنترل اجتماعى و خدمات اقتصادى را بر عهده دارد، هر چند تغييرات اجتماعى – اقتصادى گسترده در جوامع جديد به طور طبيعى بر شكل و ميزان ايفاى اين كاركردها مؤثر بوده است و البته انعطاف پذيرى الگوى اسلامى، امكان انطباق يافتن آن با بسيارى از اين تغييرات را فراهم مىآورد. به نظر مىرسد چالش جدّىترى كه الگوى مطلوب خانواده در اسلام با آن مواجه است، تقابل ارزشهاى دينى با ارزشهاى جديد غير دينى راجع به زندگى خانوادگى است.
فصل سوم پس از مرورى بر ديدگاه متخصصان و ديدگاه اسلام درباره تفاوتهاى جنسى طبيعى و تأييد برخى از اين تفاوتها، به بررسى تعدادى از مهمترين ابعاد نابرابرى يا تمايز جنسى در خانواده مىپردازد. با توجه به نظريههاى رشد هويت جنسى و جامعه پذيرى نقشهاى جنسيتى به عنوان نخستين مرحله بروز تمايزات به نظر مىرسد علاوه بر تأثير عوامل زيستى در اين رابطه، كودك از طريق تقليد از بزرگسالان و به كمك اهرمهاى پاداش و تنبيه، اين فرايند را طى مىكند و ضمن كسب هويت جنسى متناسب، نقشهاى جنسيتى متناسب را پذيرا مىشود. اما جنبه ديگر اين موضوع، جنبه ارزشى آن است و با توجه به مفروض بودن پارهاى از تفاوتهاى جنسى طبيعى در اسلام و همچنين به لحاظ الگوى مطلوب اسلام در زمينه نقشهاى اجتماعى زن و مرد، شاهد تقابلى بين ديدگاه اسلام و ديدگاههاى فمينيستى در اين بحث هستيم.
در مورد تقسيم كار جنسى در خانواده نيز تبيينهاى علّى و كاركردى متعددى ارائه شده است و از منابع اسلامى مىتوان به تبيينى كاركردى در اين زمينه دست يافت كه تا حدودى با تبيين نظريهپردازان كاركردگرا همخوانى دارد، هر چند از نظر ارزشهايى كه مفروض مىگيرند، از آنها متمايز است. به همين سان، عوامل گوناگون زيستى، روانى، اقتصادى و فرهنگى در توزيع نابرابر قدرت در خانواده در شكل پدرسالارى دخيلند كه صاحب نظران به آنها توجه دادهاند. در اين بحث نيز تبيين چند علتى مستفاد از گزارههاى دينى با تبيين علّى ارائه شده از سوى اين صاحب نظران همخوانى دارد، اما نظامهاى ارزشى متفاوت و تفسيرهاى ارزشى متضاد از مفهوم قدرت شوهر در خانواده، ديدگاه اسلام را با ديدگاه هواداران فمينيسم در تقابل قرار مىدهد.
پايان دهنده مباحث اين فصل، بحث خشونت جنسى در خانواده است كه از زاويه نابرابرى جنسى و با استفاده از تبيينهاى علّى خُردنگر و كلان نگر و تبيينهاى تفسيرى به تحليل آن پرداخته و مجموعهاى از عوامل مؤثر در بروز و تداوم اين پديده را شناسايى مىكند. در ديدگاه اسلام نيز ضمن آنكه بخشى از اين عوامل مفروض گرفته شدهاند، بخش ديگرى مورد تأكيد خاص قرار گرفتهاند كه ضعف ديندارى و وجدان اخلاقى و ضعف كنترل اجتماعى و قانونى از مهمترين آنها به شمار مىروند.
فصل چهارم مجموعهاى از زمينهها و عوامل متعدد را كه در ثبات و استحكام يا تزلزل خانواده مدخليت دارند، بررسى مىنمايد. مهمترين عوامل مؤثر بر ثبات خانواده از اين قرارند:
– تقدس پيوند زناشويى؛
– محدوديت در روابط جنسى؛
– ارضاى نياز جنسى در چارچوب خانواده؛
– جامعهپذيرى مناسب و كسب آمادگىهاى لازم براى ايفاى نقش همسرى و پدر و مادرى؛
– دقت و مراقبت كافى در انتخاب همسر؛
– تقارب و همسانى زوجين در ويژگىهاى تعيين كننده؛
– انتظارات معقول از ازدواج؛
– رضايت كامل طرفين به پيوند زناشويى و تحميلى نبودن ازدواج؛
– رشد يافتگى و بلوغ زوجين در جنبههاى مختلف؛
– جلب رضايت مقدماتى برخى از نزديكان درجه اول در امر ازدواج؛
– خوددارى از اصالت دادن به ويژگىهاى صورى و بعضاً فريبنده در انتخاب همسر همچون زيبايى، ثروت و موقعيت اجتماعى (بدون توجه به جنبههاى شخصيتى تأثيرگذار)؛
– برخوردارى از اوصاف و ويژگىهاى اخلاقى كه همزيستى و حسن معاشرت زوجين را تأمين مىكند؛
– عارى بودن از خصوصيات اخلاقى نامطلوب و بيماريهاى نفرتانگيز؛
– مشخص بودن وظايف و مسئوليتهاى زوجين؛
– آشنايى زوجين به حقوق و تكاليف متقابل؛
– اهتمام كافى به رعايت اين حقوق و تكاليف؛
– تقسيم كار و تفكيك نقشها؛
– عشق و علاقه متقابل؛
– تولد فرزند؛
– برخوردارى از تمكن مالى لازم براى تشكيل خانواده؛
– تك همسرى و دورى گزيدن از تعدد زوجات به جز در موارد ضرورت فردى يا اجتماعى؛
– محدوديت طلاق؛
– نظارت و كنترل اجتماعى و قانونى؛
– محدوديت روابط اجتماعى مردان و زنان؛
– ايمان و ديندارى.
تعريف طلاق، جايگاه حقوقى طلاق در گذشته و حال، گزارشى از آمار طلاق در دوران معاصر و تبيين علل افزايش بىسابقه آن، الگوهاى حضانت فرزندان پس از طلاق و پيامدهاى طلاق براى همسران و فرزندان به تفكيك موارد تجرد يا تك سرپرستى خانواده و موارد ازدواج مجدد و تشكيل خانواده ناتنى، محورهايى هستند كه در فصل پنجم مورد بررسى قرار گرفتهاند.
از متون دينى اسلام مىتوان چارچوب جامعى استخراج كرد كه براى پيشگيرى از وقوع طلاق و كاهش عوارض آن، مؤثرترين راهكارها را در اختيار مىگذارد. به نظر مىرسد اين چارچوب اسلامى بيش از هر چيز بر محور اخلاق استوار است و در مرحله بعد، ضمانتهاى حقوقى و حمايتهاى اجتماعى براى كاهش عوارض طلاق در اين چارچوب لحاظ گرديدهاند. اگر چه پيامدهاى منفى طلاق تا حدودى جنبه طبيعى و اجتناب ناپذير دارند، اما اين چارچوب اسلامى چنانچه از منظرى جامعنگر يعنى با در نظر گرفتن مجموعه مصالح فردى و اجتماعى به آن نگريسته شود، در مقايسه با نظامهاى حقوقى بديل، موفقترين و كم ضررترين راهكارها را ارائه داده است.










